📝 صندلی مسئولیت یا سکوی امتیاز؛ بازخوانی انگیزههای رهبری
✍️دکتر خلیل علیمحمدزاده
در سپهر مدیریت معاصر، مرز باریکی میان مدیر بودن و رهبری کردن وجود دارد که ریشه آن را باید در انگیزههای بنیادینِ تکیه زدن بر مناصب جستجو کرد. بسیارند مدیرانی که دیرتر از همه میآیند و زودتر از همه میروند؛ کسانی که رسالت خود را تنها در امضا کردن و ارجاع دادن خلاصه کردهاند و با نادیده گرفتن واقعیتهای تیم، رخوتِ خود را پشت مفاهیم ارزشمندی چون اعتماد و تفویض اختیار پنهان میسازند.حقیقت آن است که این رفتارها، نه لزوماً نشانهی یک سبک مدیریتی ضعیف، بلکه برخاسته از یک انگیزه اشتباه در پذیرش مسئولیت هستند. پاتریک لنچونی در تبیین این پدیده، هشدار تأملبرانگیزی دارد: صندلی مدیریت، پاداشِ زحمات گذشته ما نیست. مدیریت نباید به معنایِ فراغتی باشد که در آن، دیگران مسئله حل کنند و ما تنها به تأیید یا تکذیب بسنده کنیم. مدیریت در تراز عالی، انتخابی آگاهانه برای پذیرش مسئولیتِ بیشتر است، نه برخورداری از امتیازات افزونتروقتی انگیزهی یک مدیر بر محور پاداش شکل میگیرد، او همواره به دنبال جایگاه برتر، مزایای بیشتر و کارهای سادهتر است تا محبوبیت خود را به بهایِ سکوت در برابر انحرافات حفظ کند. اما مدیرِ مسئولیتمحور، کسی است که حاضر است هزینهی واقعیِ رهبری را بپردازد؛ او از مواجهه با مسائل سخت نمیهراسد، واقعیتهای ناخوشایند را با آغوش باز میشنود و برای رشد و تعالی اعضای تیم خود، گرانبهاترین سرمایه یعنی وقت را هزینه میکند.رهبریِ اصیل در این است که مدیر چنان تیمی بسازد که حتی بدون حضور دائمی او، توانمند، پاسخگو و در مسیر اهداف حرکت کند. باید به یاد داشت که مدیر بودن، یک عنوانِ ایستا بر تابلوی اتاقها نیست، بلکه یک تعهدِ پویا و روزانه است. مدیری که از گفتوگوهای سخت بگریزد و برای بازخوردهای واقعی وقت نگذارد، عملاً از رسالتِ رهبری خود استعفا داده است.درنگ پایانی در این گفتار، بازگشت به این پرسش بنیادین است: آیا بر صندلی مدیریت نشستهایم تا از مواهب آن بهرهمند شویم، یا ایستادهایم تا باری از دوشِ سازمان و انسانها برداریم؟ پاسخ به این پرسش، عیارِ واقعیِ حکمتِ مدیریتی ما را تعیین خواهد کرد.
۲۳ شهریور ۱۴۰۵
👇👇
https://eitaa.com/Drkhalil
https://ble.ir/DrkhalilAMZ
سایت تخصصی مدیریت خدمات بهداشتی و درمانی | HCSM