📝 امنیت ساختاری یا مشوقهای مقطعی؛ بازخوانی استراتژیهای جمعیتی
در سپهر سیاستگذاریهای جمعیتی، همواره تقابلی میان اهداف کلانِ قانونگذار و ادراکات زیستهی شهروندان وجود داشته است. امروز ما در نقطهای ایستادهایم که قانونی با طراحی بیسابقه و حمایتهای متنوع در اختیار داریم، اما مواجهه با واقعیتهای میدانی، ما را با حقیقتی تلخ روبرو میکند: نمره رضایت عمومی از سیاستهای فرزندآوری، کمتر از ۴۰ درصد است.
این عدد، برای ما به عنوان سیاستگذار، فراتر از یک آمار، یک هشدار جدی است؛ هشداری که از شکاف عمیق میان مراد قانونگذار و ادراک شهروند سخن میگوید. ما در سالهای اخیر، فرزندآوری را در قالب یک مسئله کمبود منابع مالی مقطعی تحلیل کردهایم و سعی نموده ایم با ابزارهای سنتی نظیر وامها و مشوقهای نقدی، این خلأ را پر کنیم. اما حقیقت آن است که نسل امروز، فرزندآوری را نه یک خرید کوتاهمدت، بلکه سرمایهگذاریی بلندمدت و پرریسک میبیند که با وامهای گذرا تأمین نمیشود.
نگاهی به شواهد نظام سلامت، ریشه این گسست را آشکار میسازد. ما در لایههای باروری، درمان ناباروری و تسهیل زایمان، نمرات نسبتاً مطلوبی کسب کردهایم؛ چرا که در این سطح، مداخلات ما مستقیم، ملموس و تخصصی بود. اما به محض آنکه دایره تحلیل از اتاق زایمان فراتر رفته و به خانه و مدرسه میرسد، نمرات به شدت سقوط میکند. این پیام کلیدی است: ما در تأمین تولد موفق بودیم، اما در تضمین تربیت دچار ضعف هستیم.
باید پذیرفت که برای یک خانواده، مسکن دیگر صرفاً یک دارایی اقتصادی یا یک سرپناه نیست، بلکه زیرساخت تربیت است. وقتی مسکن ناپایدار باشد یا کیفیت محیط زیست اجتماعی افت کند، امنیت ذهنی برای پذیرش مسئولیت فرزند از بین میرود و در نتیجه، تصمیم به فرزندآوری، حتی با وجود تمایل قلبی، به تعویق میافتد.
نکته تأملبرانگیز در این میان آن است که با افزایش سطح تحصیلات و درآمد، نارضایتی از سیاستهای حمایتی بیشتر میشود. این بدان معناست که ما در جذب لایههای پایین جامعه موفق بودهایم، اما نتوانستهایم برای طبقه متوسط شهری، که موتور محرک توسعه کشور است، مدل حمایتی جذابی ارائه دهیم.
بنابراین، ضرورت دارد استراتژی خود را از گسترش تعهدات عددی به تسهیل ساختاری تغییر دهیم. پرسش امروز ما نباید این باشد که چه مقدار وام بیشتری بدهیم، بلکه باید بپرسیم چگونه هزینه فرصت مادری را کاهش دهیم؟ چگونه امنیت شغلی زنان را به گونهای تضمین کنیم که مادری، به معنای حذف از اجتماع و دانشگاه نباشد؟ و چگونه پدر را از نقش یک تأمینکننده مالی صرف، به یک شریک تربیتی فعال تبدیل کنیم؟
در نهایت، فرزندآوری زمانی اتفاق میافتد که ترس از آینده جای خود را به اطمینان از حمایت بدهد. ما نیازمند گذار از رویکرد تشویق مستقیم به الگوی مدیریت ادراک ریسک هستیم. هدف ما نباید صرفاً افزایش ارقام باشد، بلکه باید زیستبومی ایجاد کنیم که در آن هر زوج احساس کند دولت، نه فقط در لحظه تولد، بلکه در تمام مسیر رشد و پرورش فرزند، پشتیبان واقعی و پیشبینیپذیر است.
امید است با تغییر این پارادایم، بتوانیم اعتماد مردم را بازسازی کنیم و مسیری را بگشاییم که در آن تمایل ذهنی به فرزند، به یک رفتار اجتماعی پایدار تبدیل شود.
✍دکتر خلیل علیمحمدزاده
۱۴ مهرماه ۱۴۰۵
👇
♻️ https://eitaa.com/Drkhalil
♻️ https://ble.ir/DrkhalilAMZ
♻️ https://t.me/Dr_kh_Amz
سایت تخصصی مدیریت خدمات بهداشتی و درمانی | HCSM