
سفری از فتوا تا زندگی؛ روایت گامهای بلند

چند شب پیش و در آئین رونمایی از طرح مهرورزی؛ همدلی جامعه پزشکی ایران با خانوادههای جانبخش اهداکننده عضو، در جمعی از اقشار مختلف مردم، مسئولان، هنرمندان و فعالان اجتماعی حضور یافتم. فضای مراسم، لبریز از قدرشناسی و تکریم ایثارگریهای بیدریغ کسانی بود که با بخشندگی خویش، مرگ را به زندگی تبدیل کردند.
در میان سخنرانان متعدد و متنوع این آیین، دکتر خسروپناه، دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی، در سخنانی حکیمانه و موجز، به پیوند عقل و عشق اشاره نمودند. ایشان خانوادههای اهداکننده عضو را تبلور حقیقت همین پیوند و پیمایندگان این مسیر نورانی و متعالی معرفی کردند. اما آنچه بیش از هر چیز توجه من را جلب کرد، اشاره ایشان به ریشههای قانونی و شرعی این تحول بزرگ بود.
ایشان خاطرنشان کردند که پس از حضرت امام خمینی (ره)، یکی از نخستین و حیاتیترین مراجعات برای دریافت فتاوای شرعی در مورد پیوند عضو، از محضر رهبر شهید انقلاب صورت گرفت. افتخاری برای ماست که بدانید در سال ۱۳۷۴، استفتائاتی که در محضر ایشان اخذ شد، مسیر را برای تبدیل شدن این احکام شرعی به مصوبات قانونی در مجلس و در نهایت، پاسخگویی به نیازهای حیاتی جامعه هموار ساخت.
در اینجا باید اذعان داشت که رهبر شهید انقلاب، همواره دانشجویان و فرهیختگان را به جهاد علمی، پیوند عقل و دین و گشودن گرههای اجتماعی دعوت مینمودند. ایشان در ارتباط با دانشگاهها پیشگام بودند و با گشادهروئی در ملاقاتها و پاسخگویی دقیق به مکتوبات استادان و دانشجویان، حامی راستین مسیر علم و عمل بودند.
نمونهای که در ادامه بهعنوان شاهد ذکر میگردد، تنها یکی از ۱۵۶ سؤالی است که در قالب دهها نامه از محضر ایشان، استفتائات اخذ نمودهام.
باید صادقانه پذیرفت که در این مسیر دشوار، در حالی که پیشگامانی برای نجات انسانها تکاپو میکردند، افرادی نیز بودند که در ابتر گذاشتن دستاوردهای این مسیر و ایجاد موانع، از هیچ کوششی فروگذار نکردند؛ اما ما بر آن شدیم تا با نگاهی به آینده، از این چالشها بگذریم و بر هدف والای نجات انسانها متمرکز شویم.
*متن استفتائی که در تاریخ ۸ شهریور ماه ۱۳۷۴ اینجانب از محضر ایشان اخذ نمودم، به این شرح است:*
بسمه تعالی
محضر مبارک رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله العظمی خامنهای (مدظلهالعالی)
با اهدا سلام و تحیت
احتراما خواهشمند است نظرات خود را در مورد مسئله ذیل بیان فرمایید.
موضوع: استفاده از اعضاء بیماران مرگمغزی
سؤال:
بیماران با مرگمغزی، فاقد تنفس، شعور، احساس و حرکت ارادی هستند، ولی دارای ضربان خودکار قلب موقتی میباشند. آیا میتوان از اعضای این بیماران برای نجات جان سایر بیماران استفاده نمود؟ و آیا اجازه قبلی بیمار یا اولیای او شرط است؟
جواب:
اگر این کار در مرگ او اثر ندارد، با اجازه قبلی خود بیمار یا اولیای او، اشکال ندارد.
یادآوری: این استفتاء در مورخ ۹ شهریور ماه ۱۳۷۴ در دفتر مسائل شرعی معظمله ثبت و به شماره ۱۵۸۷۶.۴ پاسخ داده شده است.
امروز، همین مسیر است که باعث شده سالیانه هزاران نفر از اعضای مرگمغزی، زندگی جدیدی را به دیگران ببخشند. وقتی به این زنجیره فکر میکنم، میبینم که چگونه یک فتوا با بررسی سایر جوانب در کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی تبدیل به قانون شد و همین قانون تبدیل به تپش قلب در سینه کودکی یا پدر و مادری گردید که امیدش را یک روز از دست داده بود.
امیدوارم با فرهنگسازی بیشتر و تکیه بر مرجعیتهای دینی و علمی، این مسیر هر روز گسترش یابد تا کیفیت زندگی برای نیازمندان افزایش یابد و ما بتوانیم در سایه پویایی فقه و درک زمان و مکان و این همدلی، تلخی مرگمغزی را به معنای واقعی کلمه، به شیرینی زندگی تبدیل کنیم.
سایت تخصصی مدیریت خدمات بهداشتی و درمانی | HCSM