دانشجو؛ ذخیره حیاتی کشور
دکترخلیل علی محمدزاده
شانزدهم آذر، به یاد سه دانشجوی شهید —مصطفی بزرگنیا، احمد قندچی و مهدی شریعترضوی— که در سال ۱۳۳۲، در اعتراض به دیدار رسمی ریچارد نیکسون (معاون رئیسجمهور وقت ایالات متحده) و نیز از سرگیری روابط ایران با بریتانیا، در دانشگاه تهران به شهادت رسیدند، «روز دانشجو» نامیده میشود. این واقعه، حدود چهار ماه پس از کودتای ۲۸ مرداد همان سال رخ داد.
این روز بر همه دانشجویان و بر تمام کسانی که شور و حسّ دانشجویی را در درون خود زنده نگه داشتهاند، خجسته باد.
دانشجو تنها “مخزنی از اطلاعات” نیست؛ بلکه سرمایهای زنده و پویاست که آینده یک ملت را در ذهن، دستها و آرمانهای خود پرورش میدهد. این تعریف، مسئولیتی بزرگ و امیدی درخشان را بر دوش او و همه اجزای نظام آموزشی و اجتماعی میگذارد.
موضوع سخن بنده : “دانشجو؛ ذخیره حیاتی ملی” است.
دانشجو به عنوان «ذخیره حیاتی» سه گونه تکلیف و مسئولیت اصلی بر عهده دارد:
۱. تکلیف نسبت به خویشتن: تلاش برای تبدیل شدن به ذخیرهای باکیفیت و اثرگذار
– تعمیق دانش: فراتر رفتن از محتوای درسی متعارف، پرورش تفکر نقاد، قدرت تحلیل و خلاقیت. همانگونه که یک دانشجوی رشته ادبیات، با نقد جامعهشناختی یک رمان، از سطح توصیف فراتر میرود.
– توسعه مهارتهای چندبعدی: آموختن مهارتهای نرم همچون ارتباط مؤثر، کار تیمی، رهبری و انعطافپذیری. مانند مدیریت یک تیم دانشجویی برای کسب مقام در یک مسابقه بینالمللی.
– پاسداری از سلامت فکری و جسمی: مراقبت از تن و روان به عنوان سرمایه بنیادین اثرگذاری اجتماعی. یک برنامه منظم ورزشی و مطالعه غیردرسی، نخستین گام در این مسیر است.
۲. تکلیف نسبت به دانشگاه و علم: تلاش برای تبدیل دانشگاه به محیطی پویا در پرورش این ذخایر
– تعامل فعال و پرسشگری: تبدیل کلاس درس به کارگاهی برای گفتوگو و تبادل نظر سازنده. یک پرسش بهجا در کلاس، میتواند جرقه یک بحث علمی سودمند برای همه شود.
– رعایت اخلاق علمی: پایبندی به صداقت، اصالت اثر و روحیه همکاری در فرآیند تولید دانش. ارجاع صادقانه به منابع در یک مقاله، سنگ بنای اعتبار علمی یک دانشجوست.
– پیوند علم و عمل: جستوجوی فرصتهای کارآموزی، انجام پروژههای میدانی و مشارکت در حل مسائل واقعی جامعه. طراحی یک اپلیکیشن برای مدیریت پسماند یک محله، نمونهای از این پیوند است.
۳. تکلیف نسبت به کشور و آینده: نقشآفرینی به مثابه «سرمایه ملی» برای ساختن فردا
– آگاهی اجتماعی و مسئولیتپذیری: شناخت چالشهای کلان ملی (مانند آب، محیط زیست، اقتصاد و سلامت) و جستوجو برای یافتن راهحلها. یک دانشجوی مهندسی میتواند پایاننامه خود را به بهینهسازی مصرف آب در کشاورزی اختصاص دهد.
– کارآفرینی و اشتغالآفرینی: تلاش در جهت خلق فرصتهای نو، نه تنها جویای شغل بودن. استارتآپ دانشبنیانی که از دل دانشگاه متولد میشود، میتواند برای دهها نفر اشتغال ایجاد کند.
– حفظ پیوندهای فرهنگی و هویتی: پاسداشت میراث فرهنگی و تقویت روحیه ملی، در عین گشودگی و جهاناندیشی. معرفی هوشمندانه هنر ایرانی در یک رویداد بینالمللی دانشجویی، نقشی است که از دانشجو برمیآید.
اگر وظایف و تکالیف دانشجویی به خوبی در دانشگاه به جا آورده شود.
آینده دانشجو به عنوان “ذخیره حیاتی” در سه سطح فردی، ملی و تمدنی قابل تصور است:
۱. در سطح فردی: تبدیل شدن به “متخصص تأثیرگذار”
– دانشجوی امروز، پزشک، مهندس، معلم و مدیر فرداست که باید بتواند در حرفه خود انقلابی از “کیفیت و اخلاق” ایجاد کند. تصور کنید پزشکی که از همین صندلی ها برخاسته، با یک نوآوری در درمان، رنج هزاران بیمار را کاهش دهد.
– آیندهای که در آن دانشجو تنها “مدرکدار” نباشد، بلکه “مسئلهگشا” باشد. مثل مهندسی که به جای انتظار برای استخدام، راهحلی عملی برای کاهش آلودگی هوای شهرش ارائه میدهد.
۲. در سطح ملی: تبدیل شدن به “موتور محرکه پیشرفت
– این ذخایر، قرار است در بدنه دولت، صنعت، کشاورزی، سلامت و فرهنگ تزریق شوند تا سیستم را بازسازی، تقویت و به جلو برانند. یک دانشجوی مدیریت با دانش روز میتواند راندمان یک سازمان دولتی را دگرگون کند.
– دانشجو باید بتواند پل ارتباطی بین علم جهانی و نیازهای بومی باشد. همانگونه که یک محقق علوم کشاورزی، فناوری جهانی را با شرایط اقلیمی ایران تطبیق میدهد تا محصولی پربارتر پرورش دهد.
۳. در سطح تمدنی: تبدیل شدن به “سفیر آیندهساز”
– نسل دانشجوی امروز، معمار تمدن فرداست. باید بتواند در عرصههای بینالمللی حضوری فعال و مبتنی بر عزت و خرد داشته باشد. یک دانشجوی نخبه در یک کنفرانس جهانی، با مهارت و دانایی خود، تصویری ماندگار از ایران میسازد.
اما وظیفه نظام در قبال این ذخیره حیاتی چیست؟
این عبارت فقط تکلیف بر دوش دانشجو نمیگذارد، بلکه مسئولیتی سنگین بر دوش حکمرانان، استادان و خانوادههاست:
– فراهم کردن محیط امن برای رشد فکری: فضایی که در آن پرسش، جرم نباشد و اندیشه بلند و زلال بالنده شود.
– ایجاد پیوند بین آموزش و نیازهای واقعی کشور: بهروزرسانی دروس با توجه به اولویتهای ملی مانند بحران آب یا توسعه فناوری
– ارائه الگوهای عملی از ایثار و میهندوستی: معرفی قهرمانان واقعی علم و اخلاق که دانشجو بتواند به آنها تأسی کند.
– اعتماد کردن و میدان دادن به نسل جوان برای نقشآفرینی: سپردن مسئولیتهای واقعی پروژههای ملی به تیمهای دانشجویی مستعد
خلاصه کلام: دانشجو ذخیره حیاتی کشور است، یعنی:
– دانشجو ذخیره است: پس باید او را حفظ و صیانت نمود و برای او سرمایهگذاری کرد؛ همانگونه که یک ملت، منابع استراتژیک خود را باید گرامی بدارد.
– دانشجو حیاتی است: پس فقدان یا غفلت از او، خسارتی جبرانناپذیر است؛ مانند نادیده گرفتن یک معدن طلا که در گوشه ای بلااستفاده مانده است.
– دانشجو ملی است: پس پرورش او خدمت به تمام ملت است؛ چرا که پیشرفت او، پیشرفت همه ماست.
این نگاه، دانشجو را از مصرفکننده منابع آموزشی به سرمایهساز اصلی آینده ارتقاء میدهد. امروز، در کلاسهای ما، در خوابگاهها و کتابخانهها، وزیران فردا، پژوهشگران فردا و معماران فردای ایران در حال شکلگیریاند. تکلیف همه ماست که این “ذخیره حیاتی ملی” را بشناسیم، بپرورانیم و به میدان بیاوریم.
آینده ایران، امروز روی صندلی های دانشگاه میدرخشد.
خداوند به همه شما و ما توفیق خدمت دهد.
سایت تخصصی مدیریت خدمات بهداشتی و درمانی | HCSM