خانه / آموزشی / اصول و مبانی مدیریت / اطلاعات و تصمیم گیری

اطلاعات و تصمیم گیری

اگر دقت بیشتری در اطراف خود داشته باشیم، متوجه می شویم که پیرامون ما را مجموعه ای از تجربیات، اطلاعات و دانش ها فرا گرفته است.

به عنوان یک مدیر، چقدر شیفته دریافت این همه دانش و تجربه هستید؟

قبلاً گفتیم که هیچ شخصی کامل نیست. ” نقصان در همه وجود دارد و همین نقصان هاست که عاملی می شود برای علم آموزی بیشتر.”

طبیعی ست که همه اشتباه می کنند.

برای بیشتر دانستن، باید بیشتر کسب تجربه و کسب علم کرد، چرا که دانستن بیشتر، شما را در مسیر ” بهتر تصمیم گیری ” یاری می دهد.

هر کس بیشتر دانست، بیشتر رشد کرد. هر طور شده به اطلاعات روز پیرامون خود، دسترسی داشته باشید و به روز باشید.

مدام در حال دریافت علم و اطلاعات باشید. مدیر عزیز، چرا باید بیشتر بدانید؟

چون این شما هستید که دیگران به او نگاه می کنند. درباره کارتان، صنعت تان، محصولات تان، بیشتر باید بدانید.

به هیچ وجه خود را از منبع آگاهی ها و آموزش ها محروم نکنید. هر چه بیشتر بدانید، موفق تر خواهید بود و تصمیم های بهتری خواهید گرفت.

جان سی مکسول در کتاب یادگیری می گوید: ” زندگی افرادی که از رشد، دریافت و یادگیری دست کشیده اند، دشوارتر است.

یادتان باشد: اگر می خواهید به بلند ترین قله صعود کنید، نمی توانید انتظار داشته باشید که یک شبه موفق شوید.

تا زمانی که مهارت های لازم را دریافت نکرده اید.” همیشه در دنیای کسب و کار با این سؤال مواجه خواهید شد: بهترین راه حل چیست؟

برای یادگیری بیشتر، باید قدرت دریافت شما بیشتر از حد ممکن باشد. خود را برای دریافت حجم آگاهی ها، فردی سیری ناپذیر بار بیاورید.

بیشتر تصمیم گیری هایی که بر پایه بی تجربگی و نادانی باشد، به شکست منجر می شود. اگر چه شکست، پایان کار نیست اما اگر قبل از وقوع شکست، پخته تر باشید بهتر نیست؟

بهترین استراژی برای یک تصمیم درست، دریافت تجربیات دیگران و گفتگو با آنهاست. ” کسی که خوب دریافت کند، خوب هم تحویل می دهد.

” مدیر یکی از شرکت های تولیدی ماکارونی، با استفاده از نظر چند کدبانوی ساده و خوش ذوق در آشپزی، تصمیم گرفت طرح های بدیعی در شکل و شمایل عامه پسند ماکارونی، ایجاد کنند. به این می گویند یک دریافت خوب و زیرکانه . اگر چه شاید آن کد بانوها، کارشناسان زبده در حوزه اقتصاد، تجارت و یا بازار نبودند اما در پخت و پز ماکارونی و شناخت ذائقه و میل افراد جامعه که اطلاعات داشتند.

از تمامی عناصر تجربی و عملی پیرامون خود، برای تصمیم های درست استفاده کنید.

هر روز فرکانس های زیادی به سوی شما فرستاده می شود. مدیر باهوش و با درایت، فرکانس هایی که حاوی چیزهای بدیع و تازه هستند را به سوی خود جذب می کنند. نقدهای تند را هم دریافت کنید.

چه اشکالی دارد از مشکلات خود نیز مطلع شوید؟

بد است یکی بگوید یقه پیراهن تان زیر یقه کت مانده است؟!

مدیران قدرتمند، از آجرهایی که به سمت شان پرتاب می شود، بنایی می سازند.

نقد، گله، شکایت، هشدار، راهکار، پیشنهاد، طرح، برنامه، حرف خوب، حرف بد و خلاصه چیزهای زیادی هست که در طول روز، به سمت شما سرازیر می شود. همه را دریافت کنید تا تصمیم گیری بهتری داشته باشید. این جمله را فراموش نکنید : – جویندگان طلا ، گاهی در کاسه های پر از گل و لای رودخانه ها و باتلاق ها طلا می یافتند. یک تصمیم را در کاسه دریافت های تان آنقدر ورز دهید تا حسابی آبدیده شود. هر چه ظرفیت دریافت های تان بیشتر باشد، موتور ذهن تان هم روشن تر و تصمیم گیری هایتان عاقلانه تر خواهد بود.

از طرفی، قرار نیست یک مدیر، تمامی نظرات دیگران را در تصمیم گیری هایش دخیل کند در آن صورت اختیار از کف او خارج می شود. منظور ما از دریافت، این است که با ذکاوت تمام، دانش و اطلاعات پیرامون خود را دریافت و در مسیر تصمیم گیری هایش بکار بندد.

داستان: ” به نقل از آدام اسمیت ” روزی یک مدیر داغون و مستأصل و ورشکسته شرکت کبریت سازی در پارکی روی نیمکت نشسته بود. در این لحظه پسر بچه ای که یک توپ پلاستیکی به دست داشت سررسیده و کنار او می نشیند. پسربچه وقتی متوجه پریشان حالی مدیر می شود، علت را از او می پرسد. مدیر از پاسخ به پسر بچه طفره می رود و او را طرد می کند. ولی ولی پسربچه سمج، رهایش نمی کند. نهایتاً مدیر، قضیه بیچارگی اش را برای پسربچه شرح می دهد.

پسربچه پاسخ جالبی برای رهایی مرد از افسردگی می دهد: به کارخانه برگردید. این بار کبریتی تولید کنید که جلد و پشت جلد آن برعکس باشد. مدیر فایده این پیشنهاد را پرسید. پسربچه جواب داد: مردم عادت دارند کبریت را جوری استفاده کنند که جلد آن رو باشد. اگر شما جلد را برعکس چاپ کنید، به محض باز شدن جعبه کبریت، تمامی کبریت ها بر زمین ریخته و کسی حوصله جمع کردن کبریت ها را ندارد . بنابراین یک کبریت دیگر می خرد و فروش شما خودبخود دو برابر می شود!

مرد با شنیدن این ترفند ، از جا پرید و رفت . و حرف آخر: قطعاً برخی از اطرافیان هستند که پیشنهادات و طرح های خوبی دارند که به شما مدیر عزیز ارائه دهند . فوری آنها را دریافت کنید .

جمله معروف : ” مهم این نیست که چه کسی می گوید . مهم این است که چه می گوید.”

منبع: pandak

این مطالب را نیز ببینید!

مدیری خوب است که مهندس هم باشد

دکترخلیل علی محمدزاده مدیری خوب است که مهندس هم باشد دکترخلیل علی محمدزاده معاون آموزشی ...