خانه / آموزشی / مدیریت آموزشی / نگاهی به مدیریت زمان، روان و سلامت در حوزه مدیریت آموزشی

نگاهی به مدیریت زمان، روان و سلامت در حوزه مدیریت آموزشی

• مدیریت زمان

 زمان نامحدود است اما شما فرصت کمی دارید. زمان یک موجود بی طرف است و برای همه یکسان می گذرد. زمان آن قدر ارزشمند است که خداوند به آن سوگند یاد کرده است. زمان در حال گذر و از میان رفتنی است و نمی توان آن را پس انداز کرد. آیا تا بحال قاعده پارتو به گوشتان خورده است. این قاعده مطرح می کند که ۸۰ درصد زمان و انرژی خود را بر ۲۰ درصد آنچه واقعاً مهم است متمرکز کنیم. در واقع این قاعده بیان می دارد از میان کارهایی که در طول روز انجام می دهیم تنها ۲۰ درصد دارای اهمیت واقعی هستند و آن ۲۰ درصد، ۸۰ درصد نتایج را تولید می کنند. پس باید این موارد مهم را شناسایی نموده و بر آنها تمرکز کرد. یک عامل بسیار مهم در هر موفقیتی برنامه ریزی صحیح و پیروی از یک برنامۀ زمانی مشخص برای نیل به اهداف مطلوب می باشد.

 راهکارهای زیر را در زندگی خود بکار ببندید تا به مدیریت زمان برسید:

۱- همواره فعالیتها و تکالیف روز بعد خود را از شب قبل برنامه ریزی و یادداشت کنید.

۲- فهرست تکالیف و کارهای خود را اولویت بندی کنید.

۳- همیشه کارهای دشوار و پردغدغه تر را زودتر از بقیه و یا در هنگامی که در بهترین شرایط جسمی و روحی می باشید انجام دهید. کارهای سبکتر را در هنگام خستگی نیز میتوان به انجام رساند.

۴- امور با اهمیت اما ناخوشایند را به تعویق نیندازید. هیچگاه کارها با به تعویق انداختن خوشایندتر نمی گردند.

۵- هرگاه شروع به انجام کاری کردید سعی کنید بدون وقفه آن را به پایان رسانید.

۶- مابین فعالیتها برای خود وقت استراحت نیز در نظر بگیرید.

۷- در هر زمان که تصور کردید کاری که در حال انجام آن می باشید عبث، بی فایده و غیرسازنده است، دست از آن بکشید.

۸- به اولویت بندی که صورت داده اید اعتماد و ایمان داشته و در هر شرایطی به آنها پایبند باشید.

۹- به خاطر داشته باشید استرس و خستگی معلول کارهایی که به انجام رسانیده اید نبوده، بلکه بیشتر افسوس کارهایی است که می توانستید انجام دهید اما انجام شان نداده اید.

۱۰- به هیچ فردی اجازه ندهید وقت شما را تلف نماید، در صورت لزوم با صراحت “نه” بگویید.

۱۱- همواره در انتظار رویدادهای خوشایند در زندگی خود باشید.

۱۲- هنگام نیاز از فردی راهنمایی بخواهید که در خصوص مورد پیش آمده اطلاعات بیشتری از شما دارد.

۱۳-” وقت کش ها” و یا هدردهنده های وقت را به حداقل برسانید.

۱۴- وقت های مرده را زنده کنید (مثل زمان هایی که در انتظار هستیم، زمانی که در وسایل نقلیه عمومی می گذرد و….)

۱۵- گزارش کار داشته باشید و در پایان هر روز برنامه ریزی خود را مرور کرده و نتایج را ارزیابی کنید.

————————————————————————

• عادت های مطالعه

عادت های بد مطالعه یکی از علل مهم عقب ماندگی تحصیلی است. توان هر کسی برای پیشرفت تحصیلی کامل بستگی به عوامل متعددی دارد. عادتهای مطالعه اساسا پوششی فردی در عادتهای خواندن، فنون یادگیری، حافظه، برنامه زمانی، شرایط فیزیکی، امتحان، ارزشیابی و غیره است.

توصیف هر یک از حوزه های عادت های مطالعه:

۱- تقسیم بندی زمان: طراحی تقسیم بندی زمان خیلی مهم است. برنامه زمانی به تنظیم دوره های مطالعه و سایر فعالیتها بر طبق نیازهای فرد کمک می کند. بهترین روش در تقسیم بندی زمان ثبت فعالیتهای سرتاسر روز در طول هفته است. تحلیل یادداشت روزانه در تقسیم بندی زمان کمک مناسبی خواهد بود. از طریق تقسیم بندی زمان دانش آموزان میرتوانند به موفقیت شان در مطالعه بعلاوه در فعالیت های دوره تحصیلات عالی شان خوش بین باشند.

۲- شرایط فیزیکی برای مطالعه: نقش شرایط فیزیکی بخش مهمی در عادتهای مطالعه است. مکان مطالعه باید ساکت و آرام باشد. باید تمیز و روشنائی و تهویه مناسب داشته باشد. اثاثیه باید راحت باشد. نور آنجا باید کافی باشد. میز مطالعه باید تمیز و جادار و تمام چیزهای ضروری نظیر تعدادی کاغذ، قلم، کتاب، مداد و غیره را داشته باشد.

۳- توانائی خواندن: خواندن مهارت اساسی در هر نوع مطالعه است. توانایی خواندن شامل عوامل مختلفی نظیر واژگان خوب، سرعت خواندن، درک مطلب، انتخاب موضوع مناسب برای خواندن و میزان اطلاعات می باشد. هر کسی قادر است دست کم در هر دقیقه ۳۰۰ کلمه در زبان مادری و ۷۵ تا ۱۰۰ کلمه در زبان بیگانه بخواند. هر کسی باید از طریق یادآوری درست معنی کلمات واژگان خوبی بسازد. سرعت خواندن نیز عامل مهمی است. آرام خواندن همیشه مناسب¬تر از بلند خواندن است. سرعت خواندن موضوع را ضروری است که بر طبق اهمیت موضوع تنظیم کنیم. موضوع فنی بیشتر از موضوع عادی به زمان نیاز دارد. هر فردی باید سعی کند آنچه را که می خواند درک کند. او باید سعی کند ایده ¬هایی را که زمان خواندن را درمی یابد و خلاصه ایده  های عمده را به خاطر آورد.

۴- یادداشت کردن: یادداست برداشتن در کلاس درس فعالیت یادگیری مهمی است. یادداشت برداشتن از کتاب نیز به مقدار زیادی در مطالعه کمک می کند.راههای مختلفی برای یادداشت کردن وجود دارد. یکی ممکن است همه چیز را از کتاب درسی کپی کند. دیگری امکان دارد برای تهیه رئوس مطالب فقط پاراگرافهای مهم را یادداشت کند، یا عنوانهای درشت و ریز و عبارتهای کلیدی مهم را یادداشت کند. تفسیر کلمات توسط خود فرد و خلاصه کردن بهترین روش تهیه یادداشت فرض شده است. ترکیب یادداشت کلاسی و کتابی برای تهیه یادداشت نهائی تمرین خوبی است. با تمرین منظم یادداشت برداشتن می توان به عادت شدن آن کمک کرد.

۵- عوامل مؤثر در انگیزش یادگیری: صرف نظر از توانائی یادگیری، تمایل به یادگیری هم یک امر مهم قابل ملاحظه ای است. اگر کسی به طور واقعی علاقه به یادگیری داشته باشد احتمالا سریع یاد می گیرد و آموخته ها به مدت زیادی در ذهن او باقی می ماند. در استعداد یادگیری تفاوتهای فردی وجود دارد. هر کسی با کوشش های زیاد می تواند بهبود یابد. روح رقابت و همکاری در یادگیری کمک می کند. فرد در گروه بهتر یاد می گیرد.

۶- حافظه: بهبودی حافظه به معنی یادگیری بهتر است. دوره های یادگیری فاصله دار به یادگیری بی وقفه یا پیاپی ارجحیت دارد. یادگیری بهتر بقای بیشتری دارد. پرآموزی به یادآوری برای یک دوره طولانی کمک می کند.

۷- برگزاری امتحانات: بیشتر امتحانات ما از نوع انشائی است که چند سؤال داده می شود و دانش آموزان مجبورند جوابهای طولانی بنویسند. بهتر است رئوس مطالب را تهیه کنند و افکار و عقاید درستی بسازند، الگوی منطقی ارائه مطلب را پی گیری کنند. زبان ساده ای را که لازم است به کارگیرند. عنوانهای درشت و ریز بایستی بطور صحیح جا داده شوند. زیر کلمات و عبارتهای مهم ممکن است خط کشیده شود. برای امتحان باید وقت بیشتری اختصاص داد و به نکات ضعف خود توجه نمود. برنامه زمانی برای مطالعه بایستی تهیه شود. نگرش آرام، خونسرد و راحت نسبت به امتحان ضروری است و فقط بعد از آمادگی خوب به دست می آید. همچنین آگاهی از نتایج امتحان میتواند فرد را برانگیزاند و تلاش های او را هدایت کند.

۸- تندرستی: عادتهای سالم و منظم تغذیه، ورزش، سرگرمی و خواب به تندرست ماندن کمک میکند و حالت ذهنی سالم برای کسب موفقیت در امتحان ضروری است.

————————————————————————

• استرس

افراد جامعه کنونی بیش از پیش نسبت به استرس و پیامدهای آن هوشیار شده اند . بزرگسالان نوجوانان و حتی کودکان از آلودگی محیط زیست، امکان وقوع یک جنگ هسته ای،به پایان رسیدن منابع طبیعی،خطر آزمایشهای هسته ای،وجود افزوده های غذایی ومواد سرطان زا و….سخن می گویند و تمامی این مسائل بخشی از زندگی روزمره را تشکیل می دهند.والدین و فرزندان می دانند که هسته خانوادگی دگرگون شده،زندگی عصرما چنان است که در اغلب خانواده ها پدر و مادر هر دو باید کار کنند تا بتوانند هزینه های روز افزون راتامین نمایند،طلاق افزایش یافته،ازدواج مجدد هم امری ناممکن نیست .هشیاری فزاینده نسبت به رویدادهای ضربه آمیز زندگی،لزوم توجه را به واکنشهای افراد و شیوه ای که در رویایی با عناصر استرس زا اتخاذ می کنند ضروری کرده است.

استرس:

استرس عبارت است از واکنشهای فیزیکی،ذهنی و عاطفی که در نتیجه تغییرات و نیازهای زندگی فرد تجربه می شود . تغییرات می تواند بزرگ یا کوچک باشد. پاسخ افراد به زندگی متفاوت است استرس مثبت می تواند یک انگیزش دهنده باشد در حالتی که استرس منفی می تواند در زمانی که این تغییرات و نیازها،فرد را شکست می دهد ایجاد شود.

علت استرس:

بدن در یک موقعیت پراسترس با افزایش تولید هورمون های خاصی جواب می دهد که باعث تغییراتی در ضربان قلب،فشار خون،متابولیسم و فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری فیزیکی می گردد.

نشانه های استرس:

۱- نشانه های جسمی استرس :مشکلات خواب،مشکلات جنسی،عرق کردن،تیک،بی قراری،لرزش ،استفراغ،سرد شدن دستها و پاها و….
۲- نشانه های روانی و فکری استرس : تردید،فراموش کاری،افزایش اشتباهات،بی دقتی و…
۳- نشانه های هیجانی استرس :اضطراب،خشم،افسردگی،کابوس دیدن،احساس گناه و…
۴- نشانه های رفتاری استرس :پرخوری،ناخن خوردن،کندن موها،سیگارکشیدن،مشروب خوردن و….

شخصیت های مستعد استرس:

افرادی که به گروه تبپ شخصیتی A معروف اند جزءاین دسته اند که ویژگی های آنها عبارت است از :
– تند صحبت می کنند.
– حرکت شان سریع است.
– تند غذا می خورند. تحمل انجام کارهای آهسته را ندارند.
– مدام احساس کمبود وقت می کنند.
– در آن واحد به چند مسئله فکر می کنند و چندین کار را هم زمان انجام می دهند.
– مدام سعی دارند در گفتگوها برتری خود را نشان دهند.
– مدام حالات خاصی مثل تیک زدن، مشت کردن دست، فشار دادن دندان ها بر روی هم و روی میز کوبیدن از خود نشان میدهند.
– در حالت آرامش احساس گناه می کنند.
– مدام به چیزها و کارهای ارزشمند توجه دارند.

نکاتی برای مقابله با استرس:

– از رقابت غیر ضروری بپرهیزید.
– محدودیتهای خود را شناخته و بپذیرید. بخاطر داشته باشید که هرکسی منحصر به فرد و با دیگران متفاوت است.
– سرگرمی هایی برای خودتان در نظر بگیرید و حالات آرامش خود را حفظ را کرده و شوخ طبع باشید.
– به طور منظم ورزش کنید.
– از غذاهای مناسب به صورت روزانه استفاده کنید.
– درباره نگرانیها و مشکلات خود با دوستانی که مورداعتمادتان هستند صحبت کنید(مرکزمشاوره دانشگاه را فراموش نکنید).
– برای آینده طرح داشته باشید واز طفره روی و به تعویق انداختن آن خودداری کنید.
– برنامه هفتگی داشته باشید و سعی کنید به آن عمل کنید.
– اهداف واقع گرایانه انتخاب کنید.
– به هنگام مطالعه برای یک امتحان،مطالعه را با دوره های کوتاه شروع کنید و سپس زمان مطالعه رابه تدریج افزایش دهید.
– فراغت های کوتاه و مکرری برای خود در نظر بگیرید.
– عبادت میتواند تاثیر آرام کننده ای برایتان دربر داشته باشد.
– کم کردن مصرف چای و قهوه و نوشیدنی های کافئین دار.

منابع:
– مدیریت استرس دکتر کنت بلانچارد،دکتر بهزاد رمضانی
– حقایقی درباره زندگی سالم دکترطارمیان
– تنیدگی یا استرس اثر استورا،نوشته دکتر پریرخ دادستان

————————————————————————

• خطا های شناختی

الیس(Ellis) اضطراب و اختلالات رفتاری را زاده طرز تفکر خیالی و بی معنی انسان می داند که در این نوشته به یازده خطای شناختی(فکری)غیر منطقی از دیدگاه الیس اشاره خواهد شد:

خطاهای شناختی از دیدگاه آلبرت الیس

امروزه بسیاری از افراد در سیر تفکر خود به دلیل عدم آشنایی با اصول تفکر منطقی و صحیح ، ناخواسته دچار خطای شناختی می شوند. عدم اطلاع از خطاهای شناختی ورطه ای بسیار خطرناک و سهمگین است. شاید بسیاری از گرفتاری های مردم ما به دلیل آلوده بودن افکار ما به این نوع خطا ها باشد.
به نظر می رسد افسردگی ، بی قراری ، رقابت های ناصحیح، خشونت، پرخاشگری و بسیاری از رفتارهای غیر عادی ما بی ارتباط با خطاهای شناختی نباشند.
آلبرت الیس روان شناس معروف این خطاها را شناسایی و در قالب ده خطای شناختی معرفی نموده است.انسانهایی که تفکر غیر منطقی دارند و یا خطاهای شناختی در افکارشان هویدا است، در بسیاری از موارد اطلاع چندانی از این خطاها ندارند. شاید عدم اطلاع، باعث آلودگی این افکار با خطاهای شناختی می شوند. در این نوشتار سعی بر آن است که خطاهای شناختی به صورت ساده و در قالب مثال های روشن و واضح بیان شوند. امید است بسیاری از نگرانی ها، حالات و افکار نامطلوب که در پشت این خطاهای شناختی وجود دارند، با اطلاع رسانی از بین بروند.

خطای اول: تفکر همه یا هیچ
در این نوع افکار قانون همه یا هیچ حاکم است . فرد یک رفتار، فکر، موفقیت، پدیده یا موضوع را کلا سفید یا سیاه می بیند. هر چیز کمتر از کامل، شکست بی چون و چراست. عدم قناعت به مقدار و یا بخشی از یک کار ، یک فعالیت و یا یک امتیاز، آنها را از مزایای آن امر محروم می کند. به طور مثال عده ای این نوع تفکر را دارند که یا باید فلان ماشین را داشته باشند یا اصلا هیچ ماشینی را نمی خواهند. این نوع تفکر در بسیاری از قسمت های زندگی دیده می شود. در مثالی دیگر مدرس دانشگاه بیان می دارد که اگر این تعداد دانشجو بود و با این شرایط به طور مثال من این درس را خواهم داد. در مثال دیگر خانمی که رژیم لاغری گرفته بود، پس از خوردن یک قاشق بستنی گفت: برنامه لاغری من دود شد و به هوا رفت. با این طرز تلقی به قدری ناراحت شد که یک ظرف بزرگ بستنی را تا به آخر نوش جان کرد.

خطای دوم:تعمیم مبالغه آمیز

افرادی که این نوع خطا را در افکار دارند حقایق زندگی را پررنگ تر از مقدار واقعی آن می بینند. شدت و مقدار واقعی خیلی کمتر از مقدار و شدتی است که در ذهن فرد قرار دارد. فردی که دچار این خطای شناختی است ، هر حادثه منفی و از جمله یک ناکامی شغلی را شکستی تمام عیار و تمام نشدنی تلقی می کند و آن را با کلماتی چون هرگز و همیشه توصیف می کند. فروشنده دوره گرد افسرده ای که فروش خوبی نداشته و در حال رانندگی پرنده ای به شیشه اتومبیلش خورده بود گفت: چه بد شانس هستم، پرنده ها همیشه به شیشه اتومبیل من می خورند. شاید بتوان این طور بیان کرد که این افراد به دلیل مبالغه در بخشی از افکار ، نمی توانند جوانب مثبت زندگی را ببینند. شاید در مثال ذکر شده بتوان این طور بیان کرد که این فروشنده دوره گرد ازخیلی مواهب که دارد غافل است و این که او ماشینی دارد که خیلی از فروشندگان دیگر ندارند .

خطای سوم: فیلتر ذهنی

افرادی که دارای این نوع افکار هستند تحت تاثیر یک حادثه منفی همه واقعیت را تار می بینند. به جزیی از یک حادثه منفی توجه می کنند و بقیه را فراموش می کنند.عدم توانایی در دیدن بخش های مهمتر این حوادث ، عاملی است که ذهن ما را درگیر می کند. شبیه چکیدن یک قطره جوهر که بشکه آبی را کدر می کند. به مثالی توجه کنید: به خاطر طرز برخورد شایسته خود با همکاران اداره، از طرف رئیس اداره تشویق می شوید، اما در این میان و در حین دریافت جایزه یکی از همکاران کلمه ای نه چندان جدی در مقام انتقاد به شما می گوید. روزهای طولانی در حالی که همه گفته های مثبت و مراسم با ارزش تشویق را فراموش می کنید، تحت تاثیر این انتقاد بسیار جزئی یک همکار، رنج می برید.

خطای چهارم: بی توجهی به امر مثبت

افرادی که دارای این نوع تفکر غیر منطقی هستند، توجه زیاد و با ارزشی به جنبه ها ی مثبت زندگی خود ندارند و همیشه نکات مثبت را برای خود بی اهمیت جلوه می دهند. با بی ارزش شمردن تجربه های مثبت، اصرار بر مهم نبودن آنها دارند. کارهای خوب خود را بی اهمیت می خوانند، معتقدند که هر کسی می تواند این کار را انجام دهد. بی توجهی به امر مثبت شادی زندگی را می گیرد و شما را به احساس ناشایسته بودن سوق می دهد. به طور مثال نگهبان ساختمان تجاری با تیز هوشی موفق به شناسایی یکی از سه سارقی شده بود که در هفته قبل از یکی از مغازه های این ساختمان دزدی کرده بودند. مسئول ساختمان ضمن قدردانی از نگهبان که بعد از چند روز موفق به کشف این گره شده بود از نگهبان خواست که یکی از روزهای هفته زمانی را مشخص کند که در جلسه ای با حضور افراد و مالکین ساختمان از زحمات وی قدردانی شود. نگهبان امروز و فردا کرده و یکسره میگفت کار مهمی نکرده ام و از تعیین وقت سرباز می زد.

خطای پنجم :نتیجه گیری شتابزده

بی آنکه زمینه محکمی وجود داشته باشد نتیجه گیری شتابزده می کنید. ذهن خوانی: بدون بررسی کافی نتیجه میگیرید که کسی در مورد شما منفی فکر می کند. پیشگویی: پیش بینی می کنید که اوضاع بر خلاف میل شما در جریان خواهد بود. بدون هر گونه بررسی می گویید« آبرویم خواهد رفت، از عهده انجام این کار برنخواهم آمد». و اگر افسرده باشید ممکن است به خود بگویید «هرگز بهبود نخواهم یافت».

خطای ششم: درشت نمایی

از یک سو در باره اهمیت مسایل و شدت اشتباهات خود مبالغه می کند و از سوی دیگر ، اهمیت جنبه های مثبت زندگی را کمتر از آنچه هست برآورد می کند. به دلیل اعتماد به نفس پایین، این افراد چون خود را نسبت به دیگران دست کم می گیرند، در صورت انجام کاری خطا ، این اشتباه خود را خیلی پررنگ تر از حد و حدود واقعی آن اشتباه می بیند. به طور مثال شخصی دوست قدیمی خود را می بیند و به او سلام می گوید، دوست قدیمی مانند همیشه سلام او را به گرمی جواب نمی دهد. او از این مسئله ناراحت می شود و این واقعه را برای خود فاجعه تلقی می کند. این درحالی است که شاید دلایل مختلفی برای سرد برخورد کردن وجود داشته باشد. از طرفی این قدر هم مهم نباشد ولی ساعت ها این مسئله ذهن فرد را درگیر خود می کند.

خطای هفتم: استدلال احساسی

افرادی که دارای استدلال احساسی هستند فکر می کنند که احساسات منفی ما لزوما منعکس کننده واقعیت ها هستند. این نوع استدلال احساسی ما را از بسیاری واقعیت ها دور نگه می دارد . به طور مثال : «از سوار شدن در هواپیما وحشت دارم، چون پرواز با هواپیما بسیار خطرناک است».« یا احساس گناه می کنم پس باید آدم بدی باشم». یا «خشمگین هستم، پس معلوم می شود با من منصفانه برخورد نشده است.» یا «چون احساس حقارت می کنم، معنایش این است که فرد درجه دومی هستم». یا «احساس نومیدی می کنم، پس حتما باید نومید باشم».

خطای هشتم: باید ها

انتظار دارید که اوضاع آن طور باشد که شما می خواهید و انتظار دارید .همیشه این انتظار محقق نمی شود و یا با درصد کمتری محقق می شود. به طور مثال نوازنده بسیار خوبی پس از نواختن یک قطعه دشوار پیانو با خود گفت:«نباید اینهمه اشتباه می کردم». آنقدر تحت تاثیر این عبارت قرار گرفت که چند روز متوالی حال و روز بدی داشت. انواع و اقسام کلماتی که «باید» را به شکلی تداعی می کنند، همین روحیه را ایجاد می نمایند. آن دسته از عبارت های «باید» دار که بر ضد شما به کار برده می شوند،به احساس تقصیر و نومیدی منجر می گردند. اما همین باورها، اگر متوجه سایرین و یا جهان به طور کلی شود منجر به خشم و دلسردی می گردد«نباید این قدر سمج باشد».خیلی ها می خواهند با «باید» ها و «نباید»ها به خود انگیزه بدهند. «نباید آن شیرینی را بخورم». این نوع فکر اغلب بی تاثیر است زیرا«باید» ها تولید تمردد می کنند و اشخاص تشویق میشوند که درست برعکس آن را انجام دهند.

خطای نهم: برچسب زدن

برچسب زدن شکل حاد تفکر همه یا هیچ چیز است. به جای اینکه بگویید«اشتباه کردم». به خود برچسب منفی می زنید:«من بازنده هستم». گاه هم اشخاص به خود برچسب «احمق» یا «شکست خورده» و غیره می زنند. برچسب زدن غیر منطقی است، زیرا شما با کاری که می کنید ، تفاوت دارید. انسان وجود خارجی دارد اما «بازنده» و «احمق» به این شکل وجود ندارد. این برچسب ها تجربه های بی فایده ای هستند که منجر به خشم، اضطراب ، دلسردی و کمی عزت نفس می شوند. گاه برچسب متوجه دیگران است. وقتی کسی در مخالفت با نظرات شما حرفی می زند ممکن است او را متکبر بنامید. بعد احساس می کنید مشکل به جای رفتار یا اندیشه بر سر«شخصیت» یا «جوهر و ذات» او است. در نتیجه او را به کلی بد قلمداد می کنید و در این شرایط فضای مناسبی برای ارتباط سازنده ایجاد نمی شود.

خطای دهم : شخصی سازی و سرزنش

در این خطا، فرد خود را بی جهت مسئول حادثه ای قلمداد می کند که به هیچ وجه امکان کنترل آن را نداشته است. وقتی زنی از آموزگار پسرش شنید که او در مدرسه خوب درس نمی خواند با خود گفت « این نشان می دهد که من مادر بدی هستم» و چه بهتر که این مادر علل واقعی درس نخواندن فرزندش را می جست تا او را کمک کند. شخصی سازی منجر به احساس گناه، خجالت و نا شایسته بودن می شود. بعضی ها هم عکس این کار را می کنند و سایرین و یا شرایط را علت مسائل خود تلقی می کنند و توجه ندارند که ممکن است خود در ایجاد گرفتاری سهمی داشته باشند « علت زندگی زناشویی بد من این است که همسرم منطقی نیست». سرزنش به خاطر ایجاد رنجش اغلب موثر واقع نمی شود.

خطاهای شناختی از دیدگاه الیس

۱-اعتقاد فرد به اینکه لازم و ضروری است که تمام افراد دیگر جامعه وی را دوست بدارند و تعظیم و تکریمش کنند.

۲-اعتقاد فرد به اینکه لازمه احساس کفایت و ارزشمندی وجود حداکثر لیاقت، کمال و فعالیت شدید است.

۳-اعتقاد فرد به اینکه گروهی از مردم بد،شرور و بد ذات هستند وباید به شدت تنبیه و مذمت شوند.

۴-اعتقاد فرد به اینکه اگر تمامی حوادث و پیشامدها آنطور نباشند که او می خواهد،نهایت ناراحتی و بیچارگی به بار می آید و فاجعه آمیز خواهد بود.

۵-اعتقاد فرد به اینکه بدبختی و عدم خشنودی او بوسیله عوامل بیرونی به وجود می آیند و انسان توانایی کنترل غم و اندوه خود را ندارد و یا اینکه توانائیش در این مورد کم است واین در حالی است که فشارها و حوادث خارجی، معمولا ماهیتی روانی دارند و نمی توانند موجب ناراحتی و آزار فرد شوند مگر آنکه فرد خودش بخواهد، تحت تاثیر آنها قرار گیرد.

۶-اعتقاد فرد به اینکه چیزهای خطرناک و ترس آور موجب نهایت نگرانی و اضطراب می شوند و فرد دائما باید در تلاش باشد تا امکان به وقوع پیوستن آنها را به تاخیر اندازد.

۷-اعتقاد فرد به اینکه اجتناب و دوری گزیدن شخص از برخی از مشکلات زندگی و مسئولیتهای شخص برای فرد آسانتر از مواجه شدن با آنهاست.

۸-اعتقاد فرد به اینکه باید متکی به دیگران باشد و بر انسان قویتری تکیه نماید.

۹-اعتقاد فرد به اینکه تجارب وحوادث گذشته و تاریخچه زندگی تعیین کننده مطلق رفتار کنونی هستند و تاثیر گذشته را در تعیین رفتار کنونی به هیچ عنوان نمی توان نادیده انگاشت.

۱۰-اعتقاد فرد به اینکه انسان باید در مقابل مشکلات و اختلالات رفتاری دیگران کاملا برآشفته و محزون شود و این در حالی است که مشکل دیگران ربطی به ما ندارد و بنابراین نباید شدیدا نگران آنان باشیم.

۱۱-اعتقاد فرد به اینکه برای هر مساله و مشکلی همیشه یک راه حل درست و کامل،فقط یک راه حل، وجود دارد و اگر انسان به آن دست نیابد،بسیار وحشتناک و فاجعه آمیز خواهد بود.

الیس معتقد است که توسل شخص به این عقاید یازده گانه به اضطراب و ناراحتی روانی منجر می شود. وقتی که فرد به چنین عقایدی توسل می جوید، در نگرش و برداشت های خویش شدیدا بر اجبار، الزام و وظیفه تاکید دارد و خود را بی نهایت به وقوع امر خاصی مقید و پای بند می کند. بنابراین، اگر فرد خود را از این قیود رها سازد، به احتمال قوی در جهت سلامت نفس و رشد شخصیت حرکت خواهد کرد.

منبع:
– شفیع آبادی،عبدالله و ناصری،غلامرضا. نظریه های مشاوره و روان در مانی ،تهران،مرکز نشر دانشگاهی،۱۳۷۵.

این مطالب را نیز ببینید!

مدیریت رفتار سازمانی

یادداشت های روزانه(۲۸) مدیریت رفتار سازمانی مدیریت رفتار سازمانی یا Organizational Behavior Management(OBM) به معنی ...

یک دیدگاه

  1. سکینه بیگم کاظمی

    مطالب بسیارآموزنده بود. مطالعه در ابتدای روز کاری انرژی را دوچندان میکند. قسمتهایی از مطالب باشخصیت ما همخوانی دارد و به معنای واقعی درسی بود برای اولین ساعات آدینه ما. آدینه شما هم بخیر و شادی. سپاس فراوان