خانه / آموزشی / اصول و مبانی مدیریت / اخلاق حرفه ای و مسئولیت‌پذیری اجتماعی

اخلاق حرفه ای و مسئولیت‌پذیری اجتماعی

اخلاق حرفه ای و مسئولیت‌پذیری اجتماعی؛ تکلیف ها و چالش ها

اشاره: دکتر خلیل علی محمدزاده از چهره های علمی و فرهنگی فعال و سرشناس، دارای دکترای پزشکی از دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی (MD) و دکترای تخصصی مدیریت خدمات بهداشتی و درمانی (PHD) و عضو هیئت علمی دانشگاه می باشد. وی دارای بیش از ۳۰ کتاب در زمینه های علمی، پزشکی و مدیریتی، انتشار بیش از ۴۰ مقاله در مجلات علمی – پژوهشی و معتبر داخلی و بین المللی (ISI) و استاد راهنما و مشاور دهها پایان نامه در مقطع دکتری و کارشناسی ارشد و استاد درس اقتصاد بهداشت و درمان و مدیریت استراتژیک در نظام سلامت است.
آنچه در پی می آید گفت و گویی ست که فصلنامه نامه شورا دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی با وی در باره اخلاق حرفه ای و مسئولیت پذیری انجام داده، ضمن تشکر از ایشان، مشروح این گفت و گو  با اندکی اضافه، تقدیم حضور خوانندگان می گردد.

Image result for ‫خلیل علی محمدزاده‬‎

اخلاقی بودن در حرفه و یا شغل، صرفا دانستن نیست، بلکه خواستن نیز هست،

آقای دکتر در ابتدا بفرمایید تعریف شما از اخلاق حرفه ای چیست و انتظارات اجتماعی که از این تعریف بر می خیزد، کدام است؟

اخلاق حرفه‌ای (Professional ethics)، یکی از زمینه‌های دانش مدیریت به‌ شمار می‌رود اما همه نظریه‌‌های مدیریت نسبت به اخلاق سازمانی موضع‌گیری یکسانی ندارند. اخلاق حرفه ای مجموعه ای از اصول و استانداردهاست که رفتار افراد و گروه ها را تعیین می کند. در واقع، اخلاق حرفه ای، یکسری فرایندهای مبتنی بر فکر و جهت یابی دارد و یک فرایندهایی نیز برای تحقق این اندیشه ها. به عبارتی اخلاق حرفه ای، سبک چگونه زیستن و چگونه رفتار کردن در یک تخصص و در یک محیط تخصصی اعم از فردی و سازمانی را تعیین می کند. اخلاق حرفه ای، سلسله واکنش ها و رفتارهای مقبول و پذیرفته شده است که بخش های مهمی از آن ها در تخصص های مختلف از سوی سازمان ها و مجامع تخصصی، صنفی و حرفه ای برای مطلوب بخشی به روابط اجتماعی، به صورت آیین نامه و قانون می آید لکن بنده معتقدم اولا همه ی اخلاق حرفه ای را نمی توان در قالب های رسمی تعریف کرد و ثانیا نمی توان همه ی ابعاد اخلاق سازمانی و یا حرفه ای را از اخلاق فردی، شغلی و یا کار تفکیک نمود.
به طور عام، مبانی اخلاق حرفه ای و انتظارات اجتماعی برخاسته از آن عبارتند از: صداقت، عدالت، امانت داری و وفاداری در جریان کسب و کار. مثلا کسی که امانت داری ندارد، دغدغه حفظ اموال عمومی و استفاده بهینه و بهره‏ وری از امکانات و اختیارات را ندارد. به طور دقیق و خاص نیز می توان اخلاق حرفه ای را علاوه بر رعایت این موارد، در آیینه ی مسئولیت اجتماعی، تعهد اجتماعی و انطباق اجتماعی به تفسیر نشست. با این توضیح معلوم می شود: در ورود به این بحث ها، معلوم می شود: اخلاقی بودن در حرفه و یا شغل و یک فعالیت، صرفا دانستن نیست، بلکه خواستن نیز هست، مهارت یابی و یافتن بینش هم می باشد. خلاقیت و ابتکار عمل را هم شامل می شود. بنابر این برای نیل به اخلاق حرفه ای هم ژرف اندیشی لازم است و هم این مفهوم دامنه ی وسیعی را در بر می گیرد.

در همین ابتدای بحث بفرمایید چه تمایزی بین اخلاق فردی و شغلی و یا کاری قائل هستید؟

ساده ترین وجه این تمایز این است که گفته شود: اخلاق فردی، مسئولیت پذیری شخصی است در برابر رفتار فردی که یک انسان از خود نشان می دهد، ولی اخلاق کار (Work ethics) مسئولیت‌پذیری یک فرد است در برابر رفتار حرفه‌ای و شغلی خود به عنوان صاحب یک حرفه، شغل و یا پست سازمانی.

ریشه ی اخلاق حرفه ای، باورها و اعتقادات فردی و سازمانی است.

برای کاربردی نمودن اخلاق حرفه ای در عرصه ی جامعه، چه مسیرهای طی شده است؟

برخی دانشمندان علوم مدیریت، مسیر های طی شده ی اخلاق حرفه ای برای رسیدن به مرحله ی عملیات فردی و سازمانی را اینگونه ذکر کرده اند که باورها و اعتقادات فرد، سازمان و قوانین حاکم بر آن را می سازند و مسئولیت به دنبال آن شکل می گیرد و یا به عبارتی دقیق تر استمرار عمل به قانون، به مسئولیت پذیری عمق می بخشد و همین زمینه ها، پیش بینی رفتار را موجب می شود. با طی چنین مراحلی، اعتماد، اطمینان و امید در سازمان و در تعامل با عناصر ذی نفع آن تجلی می یابد و ثمره ی آن اخلاق حرفه ای است و این همان چیزی است که باید رفتارهای افراد، گروه ها و سازمان های تخصصی را شکل دهد. در واقع ریشه ی اخلاق حرفه ای، باورها و اعتقادات فردی و سازمانی است.

فقدان انگیزش مانع ترویج اخلاق در سازمان است.

پس نمی شود گفت، اخلاق حرفه ای تنها با آموزش به دست می آید؟

بله دقیقا، با آموزش تا حدودی می توان به مفاهیم اخلاق حرفه ای در کاربرد رسید. زیرا اخلاق حرفه ای فقط انتقال اطلاعات و یافته های علمی نیست. بلکه باید در متن عمل به آن تخصص و شغل و مراحل مختلف تصمیم گیری در آن شغل هم دیده شود و این بدان معنی است که صرف آموزش کافی نیست. باید آموزش ها به یادگیری تبدیل شود. یادگیری از نظر روان شناسان یعتی تغییر در رفتار. پس باید انگیزه ها تصحیح و تقویت شود، انگیزش و اخلاق با هم هبستگی دارند. فقدان انگیزش مانع ترویج اخلاق در سازمان است. باید تکنیک ها و مهارت ها افزایش یابد، باید توان فکری ارتقاء یابد و نگرش ها متحول شود و در کل شکلی از معرفت و بصیرت ایجاد شود. و گرنه با یک بخشنامه و یا چند توصیه و یا چند ماده ی قانونی که نمی شود مثلا پدیده های خلاف اخلاق حرفه ای مانند زیرمیزی و یا تقاضاهای القایی را به طور کامل در حوزه ی نظام سلامت برچید. باید کار علمی، فرهنگی، مهارتی و حقوقی توامان انجام پذیرد.

ریشه ی اغلب مشکلات آنجا که مسئولیت پذیری فردی وجود دارد، به سیستم ها برمی گردد.

از مسئولیت‌پذیری  گفتید، بفرمایید مسئولیت پذیری در سطح فردی و سازمانی  چه معنی و مفهومی دارد و مسئولیت پذیری در این دو حیطه، آیا تفاوت هایی هم دارند؟

قبل از پرداختن به این سوال باید مقدمه ای عرض کنم. مباحث اخلاقی در سازمان به عنوان نظام ارزش ها و بایدها و نبایدها تعریف می شود که بر اساس آن خوب و بدهای سازمان مشخص و اقدام سره از ناسره متمایز می شود. به طور کلی انسان ها هریک دارای ویژگی های خاص اخلاقی هستند که فکر، گفتار و رفتار آنها را شکل می دهد. این افراد وقتی در یک پست سازمانی و یا مدیریتی قرار می گیرند، تحت تاثیر عواملی، ویژگی هایی پیدا می کنند، حتی بعضا متفاوت. این ویژگی ها به هر حال بر روی میزان کارایی و اثر بخشی سازمان در هر شرایطی تاثیر می گذارند. عرضم این است که در هر صورت اخلاقی بودن یا نبودن رفتارها و عملکرد افراد و مدیران، می تواند  پیامدها و آثار مثبت یا منفی را در سطح سازمان رقم زند. اما برگردیم به سوال شما، به نظر اینجانب مسئولیت پذیری اول فردی ست و بعد نهادی و یا دولتی. چرا این حرف را می زنم؛ برای اینکه اولی رفتار را شکل می دهد و مقدمه ی اصلاح فرایندها می شود و دومی سیاست را قوام می بخشد و زمینه ی تجدید ساختار را در صورت لزوم پدید می آورد.

خوانندگان عزیز مستحضر هستند که ریشه ی اغلب مشکلات آنجا که حد متوسطی از مسئولیت پذیری فردی وجود دارد، سیستم ها هستند و اینجاست که، اگر این زمینه ها به خوبی فراهم شود، بستر مناسبی برای مسولیت پذیری سازمانی ایجاد می شود. همه این انواع مسئولیت پذیری ها، در قالب مسئولیت پذیری اجتماعی تقسیم بندی می شوند. مسئولیت پذیری یعنی پاسخگویی در قبال وظیفه و تکلیف، بنابراین مسئول در قبال رفتار خود و عوارض ناشی از آن، مورد سوال و بازخواست قرار می گیرد و تشویق و یا تنبیه می گردد. البته پاداش و یا توبیخ فرع بر مسئولیت است و مسئولیت فرع بر تکلیف و تکلیف فرع بر اختیار و اختیار یا حق تصمیم گیری، نیز از جمله خصوصیات منحصر به انسان است.

مسئولیت هم مربوط به تک‌تک افراد و شهروندان است که برابر ارزش های مورد قبول خود در این رابطه پاسخگو هستند و هم مربوط به گروه‌ها، سازمان‌ها و شرکت‌ها ست که بر اساس تکلیف و متناسب با اختیار و با ساختار معلومی که دارند در قبال فرد و جامعه، دارای مسئولیتند. مثلاً، وقتی گفته می‌شود: نظام آموزشی کشور مسئول پرورش نیروی انسانی متعهد و متخصص است یا فلان سازمان مسئول واردات داروهای خاص است یا وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی مسئول تامین، حفظ و ارتقاء سلامت است، در همه این موارد، مسئولیت کلی و  علاوه بر لزوم رعایت مبانی علوم پزشکی، پاسخگویی در عرصه های اجتماعی نیز مطرح است.

با این توصیف، مثلا منصبی مانند ریاست جمهوری یک مسئولیت اجتماعی کلان، نهادی و دولتی است و به همین دلیل افراد ذی‌صلاح که ویژگی ها و توانایی های خود را در موقعیت های قبلی به خوبی نشان داده اند، نمی‌توانند از زیر بار آن شانه خالی کنند، فلذا در قبال مردم و کشور به لحاظ همان توانایی ها و مهارت هایی که در خود سراغ دارند، احساس مسئولیت می کنند و برای گرفتن زمام تدبیر و سیاست جامعه، خود را در معرض انتخاب قرار می دهند. بنابراین اینکه گفته شود، اخلاق حرفه ای یعنی تنها مسئولیت پذیری، این ساده ترین تلقی از این مفهوم پیچیده و چند بعدی است.

انطباق پذیری اجتماعی، عمل گراتر است و تمرکزش بر ابزارهاست و تاکیدش بر واکنش ها و رخدادهاست.

بایسته های نهادینه شدن مسئولیت‌اجتماعی در سطح و پوششی گسترده در جامعه ی امروز ایران چیست؟

قبل از پرداختن به این موضوع لازم می بینم به معنی و مفهوم سه واژه اشاره کنم. در هر نوع مدیریتی، توجه به سه مفهوم “مسئولیت اجتماعی”، “تعهد اجتماعی” و “انطباق پذیری اجتماعی” که به رغم درصدی تشابه معنایی، مرزبندی مشخصی با هم دارند، حائز اهمیت است.

یک مدیر از یک طرف در فعالیت ها، باید برابر با قانون، آیین نامه ها و دستورالعمل ها، استانداردهای حقوقی و اقتصادی و … عمل کند، تا “تعهد اجتماعی” خود را به جا آورده باشد، یعنی هنگامی که یک سازمان مسئولیت های قانونی خود را در فعالیت ها لحاظ می کند، به تعهد اجتماعی (ُSocial obligation) خود عمل کرده است.

از طرف دیگر باید فراتر از قانون و علم اقتصاد به دنبال اهداف بلند مدتی باشد که برای جامعه مفید است و این بستگی به مهارت های ادارکی بالایی نیز دارد که مدیران سطوح بالا باید واجد آن باشند، تا به مسوولیت های اجتماعی خود عمل کرده باشند. این حوزه مسوولیتی، ملاحظات اخلاقی را نیز در بر می گیرد. مثلا انجام کارهایی که باعث بهبود وضع جامعه می شوند و اجتناب از کارهایی که وضع جامعه را بدتر می کنند، در این حیطه قرار می گیرند. به عنوان مثال رواج سزارین های انتخابی(بدون وجوب درمانی) و سقط های غیر درمانی، بار بیماری ها را در حال و آینده بیشتر می کند و وضع سلامت مادر و کودک را مختل می کند، بنابر این پزشکان و یا مدیرانی که نه تنها مبادرت به این امور نمی کنند، بلکه به دنبال راه هایی برای کاهش چنین اقداماتی در جامعه می باشند، در راستای مجموعه ای از فرایندهای مربوط به اخلاق حرفه ای عمل می کنند.

در کنار این دو مفهوم، انطباق پذیری اجتماعی (ُSocial adaptability) نیز مطرح است و آن به توانایی های انطباق و پذیرش شرایط اجتماعی در حال تغییر اشاره دارد. این موضوع هم در فرهنگ های مختلف به صور گوناگونی اعمال می شود. مثلا در کشور ما که به دنبال استقرار گفتمان مسلط انقلاب اسلامی در عرصه های مختلف اداره جامعه هست، همراهی با موج ها تا جایی مجاز است که به اصول و ارزش های دینی و ملی، خللی وارد نشود. البته در این راستا، از موج ها به عنوان یک فرصت، برای ترویج اصول تا حد امکان باید بهره جست. به همین دلیل است که می گوئیم اصل مذاکره، بله ولی در اصول، نمی توان به دنبال معادله ی برد – برد رفت. انطباق پذیری اجتماعی، عمل گراتر از بقیه است و به همین جهت تمرکزش بر ابزارهاست و تاکیدش بر واکنش ها و رخدادهاست و با الگوهای اجتماعی هدایت می شود و به دنبال آن است که در کوتاه مدت و میان مدت تصمیم گیری صورت گیرد. مذاکرات ژنو و بسیاری از توافق ها در این حیطه نیز قرار می گیرند. پس می ببینید که اخلاق حرفه ای مختص حرفه خاصی نیست، بلکه در هر زمینه و تخصصی، کاربردهای خاص خود را دارد و مسئله ی مهمی است.

یک مدیر وقتی می تواند به مسئولیت اجتماعی(social responsibility) خود عمل نماید که سازمان او در انجام وظایف قانونی و اهداف اقتصادی خود سرآمد باشد، در غیر اینصورت مدیر نمی تواند به مسئولیت اجتماعی خود عمل نماید. در واقع با ورود به حوزه مسئولیت اجتماعی، یک چارچوب اخلاقی به آن اضافه می شود. مسئولیت اجتماعی جنبه های عملی، اخلاقی، محیط کار، رفتاری، به روز کردن سیاست ها و خط مشی ها و رویه ها و راهکارهای حل مشکلات و … را پوشش می دهد.

البته مسئولیت اجتماعی، به علت همین مسئله اخلاق و ارزش ها، در جوامع و فرهنگ های گوناگون در برخی ابعاد، تعاریف و تفاسیر متفاوت و متمایزی دارد.

اخلاقیات را نمی توان مستقیم مدیریت کرد، مثلاً رفتار مدیر سازمان بر کارکنان و محیط کار به شدت تأثیر می گذارد، اولویت های اهداف استراتژیک مانند حداکثر کردن سود، افزایش سهم بازار، کاهش هزینه ها و … خود تأثیر زیادی در اخلاق کارکنان دارد، حال باید توجه داشت که قوانین و مقررات مستقیماً بر رفتارهای افراد در جهت اخلاقی تر شدن به گونه ای که ضرر  و زیان ناشی از رفتارهای بد اجتماع به حداقل برسد، مؤثر است. با توجه به آنچه که گفته شد، ضرورت‌ نهادینه شدن مسئولیت‌ اجتماعی، به صحنه مشارکت آوردن مردم با کار تیمی و بهبود و تداوم کیفیت زندگی و محصولات و بهره گیری از فن آوری پیشرفته و به روز است.

اما یک اصل مهم دیگر اینکه؛ همچون سایر فرایندهای مبتنی بر فعالیت های اجتماعی بشری، هیچ چیز نمی تواند برای همه مناسب باشد. بنابر این در کشورهای مختلف، ارزش ها و اولویت های متفاوتی وجود خواهند داشت که چگونگی عمل به مسئولیت پذیری را شکل خواهند داد. نگاه و جهت گیری مدیریت قرن بیست و یکم به سمت تحقق مسئولیت پذیری اجتماعی و به بیانی دیگر به سوی ارزش هاست. در این نوع مدل مدیریتی، سازمان ها هم به سود و بازدهی خود فکر می کنند و هم در پی خیر و صلاح مردم هستند.

مسؤولیت‌پذیری اجتماعی مانند انطباق پذیری اجتماعی، فراتر از پاسخگویی به نیازهای جامعه است.

چگونه می‌توان میزان مسئولیت‌پذیری یک جامعه را سنجید؟

قبل از پرداختن به پاسخ این سوال باید مفاهیمی تعریف شود. استاندارد (Standard) به معنای نظم، قاعده و قانون است و چنین تعریف می شود: تعیین و تدوین ویژگی های لازم در تولید یک محصول ( کالا ) و یا انجام یک خدمت. استاندارد، مثلا استاندارد زمانی یک معاینه پزشکی عمومی، ۱۰ دقیقه است. در واقع حد یا حدود قابل قبول از شاخص و به عبارت دیگر استاندارد، خط قرمز شاخص می باشد. شاخص (Index) نشان می دهد که وضعیت چیست؟ استاندارد نشان می دهد که آیا وضعیت مطلوب است یا نه؟ و آیا اهداف و سیاست های تحقق یافته اند یا نه؟ معیار (Metric)، نکات قابل اندازه گیری برای تشخیص درجه نزدیکی به اهداف است و با واژه ارزش تفاوت دارد. مقادیر قابل اندازه گیری، مجموعه مقادیر به دست آمده طی یک بررسی مانند اعداد و ارقام، نسبت ها و درصدهای مربوط به یک سازمان است. در تعیین معیارها، رکورد ها و شاخص هایی که دیگر سازمان ها به آنها رسیده اند، مورد استفاده قرار می گیرند. سه مفهوم شاخص، استاندارد و معیار نیز، اگر چه با هم متفاوتند لکن سنجش هر یک برای پیشرفت و سنجش موفقیت کارها ضروری می باشند. اخلاق حرفه ای می گوید: استانداردها و معیارهای هر تخصصی، در همه ی فرایندهای کاری آن باید رعایت شود.

با تبیین این مفاهیم باید عرض شود که ما باید عملکرد واقعی را با ملاک ها و معیارهای درست، به سوی تحقق اهداف مسئولیت اجتماعی سوق دهیم تا استانداردها تحقق پیدا کنند. در این ارتباط باید شاخص های اقتصادی مانند مشارکت عادلانه خانوارها ، شاخص های قانونی مانند میزان برابری افراد در برابر دستورالعمل ها و شاخص های اخلاقی و رفتاری در حوزه های مختلف مانند میزان انتفاع و یا خسارتی که جامعه و یا سازمان از نحوه و سبک مدیریت مدیران می برد، مورد سنجش قرار گیرد. البته در این ارتباط ده ها شاخص دیگر وجود دارند که میزان آن ها باید اندازه گیری شود. آنچه مسلم است، ارتقاء مسئولیت پذیری اجتماعی، بدون سنجش این موارد، بی معنی است.

همانطور که عرض شد، مسؤولیت‌پذیری اجتماعی هم مانند انطباق پذیری اجتماعی، فراتر از پاسخگویی به نیازهای جامعه است. این گفته به این معناست که مثلا یک بیمارستان آموزشی علاوه بر درمان بیماران، باید با مردم تحت پوشش خود در تماس باشد و با جلب مشارکت جامعه، انتظارات و نیازهای آنها را شناسایی و اولویت‌بندی کند و براساس نیازها و مشکلات جامعه، خدمات خود را عرضه کند. مدیریت بیمارستان باید در هدف‌گذاری و برنامه‌ریزی، به نیازها و انتظارات جامعه، با نگاه به منافع کوتاه مدت و بلند مدت بهداشتی و درمانی و سیاست‌های ملی و منطقه‌ای توجه کند. یعنی تحلیل محیطی مستمر و کارآمدی بهتر و اثربخشی بیشتر، در هر سازمانی و تخصصی، بخشی از اخلاق حرفه ای است. یکی از علما که نماینده ی دوره ی اول و دوم مجلس شورای اسلامی بود، نقل می کرد: روزی بیمار بودم، در حد گلودرد و سرماخوردگی، و از آقای دکتر عباس شیبانی که او هم آن زمان نماینده ی مجلس بود، در مجلس خواستم نسخه ای برایم بنویسد، قبول نکرد. گفت: مدت ها طبابت نکرده ام و درست نیست، در این کار دخالت کنم. این هم نمونه ای از رعایت اخلاق حرفه ای است.

با توجه به این که آموزش نیروهای انسانی گروه پزشکی در بیمارستان‌های آموزشی صورت می‌گیرد، مسؤولیت‌پذیری اجتماعی برای این بیمارستان‌ها ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است. به همین جهت مؤسسات آموزشی پزشکی باید مرتباً به بازنگری وظایف خود، ارزیابی از سلامت جامعه و سیستم بهداشتی بپردازند.

مسؤولیت‌پذیری اجتماعی چهار پایه ی اساسی دارد شامل کیفیت، عدالت اجتماعی، کارآیی مناسبت و اثربخشی هزینه‌ها.
این چهارپایه در سه حیطه اساسی از مسؤولیت‌های بیمارستانی آموزشی قرار می‌گیرد. این سه حیطه عبارتند از : آموزش، پژوهش و عرضه خدمات.
پزشکی که فقط بیماری را تشخیص می دهد و برابر ضوابط نسخه می نویسد، تعهد اجتماعی خود را تا حدودی انجام می دهد ولی اگر سوالات او را پاسخ گفت و آموزش های لازم را در جهت بهبود زندگی بیمار و پیشگیری از شدت بیماری او داد و در کل انتظارات او را برآورد کرد، به مسئولیت اجتماعی خود نیز عمل کرده است و اگر به موازات همه ی اینها، به دنبال الگوها، مدل ها و ابزارهایی رفت برای برون رفت در حداقل زمان ممکن از مشکلی که می تواند گریبانگیر او در طولانی مدت باشد، و یا مثلا به خاطر رفع مشکلی حاد، شبانه به بالین بیمار در منزل او هم می رود، در جهت انطباق اجتماعی عمل کرده است، مثل پزشکی که در واکنش به درد شدید ناشی از عمل جراحی بیمارش و انتظارات او برای کاهش فوری از شدت درد، که وظایف قانونی و حرفه ای و اخلاقی خود را در ارتباط با او به درستی انجام داده، برای اقدام متفاوت دیگری نیز در فکر و اندیشه و مطالعه است.

تکلیف گرا بودن یعنی مسئولیّت پذیری و تعهّد و با این دو، نمود عینی می یابد.

مسئولیت‌پذیری در کشور ایران را در مقایسه با جوامع غربی چگونه ارزیابی می‌کنید؟

اکثر رفتارها و اقدامات ما اعم از مدیران و کارکنان، ریشه در اخلاق دارد. عدم توجه به اخلاق کار در مدیریت سازمان ها، در کشور ما که از یک سو  باید بر پایه ی ارزش های اخلاقی متعالی باشد و از سوی دیگر با کشورهای پیشرفته جهان فاصله ی قابل ملاحظه دارد، در شرایطی که انتظارات اجتماعی از سازمان ها در باره ی مسائلی مانند محیط زیست، حقوق زنان، کودکان، معلولان، عدالت در استخدام و کاهش نیروی انسانی، نیز افزایش یافته. می‌تواند معضلات جدی را برای سازمان ایجاد کرده و مقبولیت و مشروعیت اقدامات آن را مورد سوال قرار دهد و در‌نتیجه توان و بازدهی و جو سازمانی را تحت تأثیر و تنش قرار دهد.

همانطور که گفته شد، ضعف در اخلاق حرفه ای، بر نگرش افراد نسبت به شغل، سازمان و مدیران موثر بوده، و از این طریق نه تنها عملکرد فردی، گروهی و سازمانی را مختل می کند، بلکه سازمان را می تواند به بیراهه کشانده و سمت و سوی اهداف آن را گم کند. برگردیم به سوالی که فرمودید.  واقع قضیه این است که مسئولیت پذیری قاعدتا باید در ایران بیش از جوامع غربی باشد، اما آیا واقعا این طور است؟ آیا از نظر شاخص های عملکرد اقتصادی، قانونی و اخلاقی، ما وضع رو به رشدی نسبت به آنها داریم؟ آیا محصولات ما کیفیت بهتری در مقایسه با کالا های آنها دارد؟ آیا قیمت تمام شده محصولات ما، قابل رقابت با آنها است؟ آیا نهادهای تربیتی ما در درونی سازی ارزش ها، روش ها و ساز و کارهای درست و جذابی دارند؟ آیا ما در تربیت انسان برای ساختن آینده با ایمان و باورمندی بیشتری نسبت به آنها عمل می کنیم؟ آیا دغدغه آب و نان و مسکن و سایر گرفتاری ها، به مسئله اخلاق در سازمان ها و جامعه آسیب نزده است؟ آیا ساختار جامعه ما در توزیع قدرت، ثروت و منزلت عادلانه عمل می نماید؟ آیا روش ها و رفتار های ما برای رسیدن به آنچه در قانون اساسی و سایر قوانین موضوعه آمده، کفایت می کند؟ آیا سیاست های کلی نظام و نیازهایی که مقام معظم رهبری تشخیص می دهند و بر روی آن ها تاکید دارند، را با دل و جان ساری و جاری می کنیم؟  آیا شعارهای ما با عملکرد ما انطباق دارد؟ و …

قطعا در پاسخگویی به این سوالات و صدها سوال دیگر که عملکردهای مسئولیت پذیری را سنجش می کنند، با استانداردهای ملی، حقوقی، اقتصادی و فرهنگی خود فاصله داریم و همینطور در مواردی با استانداردهای جهانی. ولی واقعیت آن است که در همه ی این بخش ها، حرکت به سمت کیفیت و پاسخگویی به نیازها و انتظارات مشتری و اصلاح فرایندها و ارتقاء مستمر وضعیت کم و بیش وجود دارد که باید سرعت گیرد و عمق پیدا کند و تبدیل به فرهنگ شود.

بپردازیم به شاخص های اخلاقی و ارزشی در حیطه مسئولیت پذیری. اخلاقیات (Ethics)، به طور عام اصول و قوانینی هستند که بایدها و نبایدها را تعریف می کنند. در ارتباط با مسئولیت اجتماعی هم اخلاق حرفه ای مطرح است و هم اخلاق عمومی (Common morality). اخلاق عمومی، شامل مقرراتی است که ما باید در سراسر عمر آن ها را رعایت کنیم. ارزشها (Value)، خواست و تمایل دایمی به سمت چیزهایی است که به خودی خود، خوب هستند و در واقع پاسخی ست که ما به چراهایمان می دهیم. ببینید نظام حقوقی اسلام یک نظام تکلیف گراست، یعنی انسان مسئول است و پاسخگو. به عنوان مثال ما وقتی صحبت از حقّ انسـان می کنیم، در حقیقت بحث از حقوقی ست که انسان های دیگر بر ما دارند. حق (Right) ادعایی است که فرد را مستحق شرایط و یا موقعیتی می کند که می تواند او را در آن وضع وادار به اقدامی نماید. البته این حقوق دو سویه است یعنی دیگران نیز این حقوق را بر عهده ما دارند. اینها کلی تکلیف و وظیفه و مسئولیّت، ایجاد می کند. وظیفه (Duty)، نوعی تعهد نسبت به انجام کار خاص است. حق و وظیفه وابستگی متقابل به هم دارند. متاسفانه در میدان عمل، با وجود اینکه مدیران و افراد کشورمان متعهد و مسلمان هستند ولی با استانداردهای دینی و اخلاقی در پاسخگویی اجتماعی به عملکردشان، فاصله دارند. بعضا حتی دیده شده که غیر مسلمان ها و مدیران برخی جوامع پیشرفته، در رعایت ارزش ها بر ما پیشی گرفته اند. امام سجّاد (ع) می فرماید؛ حقوقی شما را در بر گرفته؛ یعنی حقوقی که دیگران بر گردن شما دارند و شما باید از عهدۀ آنها برآیید، نمی فرماید شما بر گردن دیگران حقّی دارید که آنها باید در مورد شما رعایت کنند. نگاه مدیریت در کشور ما باید رعایت کننده همه این حقوق در رابطه با آحاد ذی نفع ها چه داخلی و چه خارجی و در هر حوزه ای باشد. تکلیف گرا بودن یعنی مسئولیّت پذیری و تعهّد و بدون اینها، واقعا معنایی ندارد.

خداوند در قران می فرماید: هیچ کس بار گناه دیگری را به دوش نمی کشد و ابعاد این پاسخگویی فوق العاده وسیع است، طوری که بالاتر از فرد، حتّی اعضاء و جوارح انسان را نیز در بر می گیرد. مفهوم این مطلب، از نظر مدیریتی این است که باید تک تک افراد و فرایندها درست شوند و پاسخگو باشند تا کل سیستم به طور مطلوب قادر به مسئولیت پذیری تمام عیار در قبال وظایفش باشد.

یا در جایی دیگر از قران، به این آیه می رسیم: وَلا تَقفُ ما لَیسَ لَکَ بِهِ عِلمٌ، از آنچه به آن آگاهی و دانش ندارید، پیروی نکنید. همه ما و اعضاء و جوارح ما در ارتباط یا همین استاندارد مسئولند. مدیری که اطلاعات به روز ندارد. فرصت ها را به باد می دهد، تهدیدها را نمی شناسد و یا در جهت مقابله با آن ها بر نمی آید، ضعف ها را برطرف نمی کند و یا آن ها را به غیر واقع قوت معرفی می کند و یا قوت ها را نادیده می گیرد و یا با سوء تدبیر آن ها را بلااستفاده می گذارد، مسئولیت پذیری لازم را ندارد.

در فرهنگ ما، مسئولیت یک امانت الهی است و همه انسان ها و بالاخص مدیران در گرو درستی سخن، شعار، وعده و برنامه خود هستند و نسبت به آن ها ضامنند، آن ها حتی در مقابل زمین و حیوانات نیز مسئولند. به ظرایف و عمق مسئولیت پذیری، هم در حوزه خرد (فردی) و هم در بعد کلان (اعم از ملی و یا بین المللی) و هم در ساختار سازمان ها، باید از این منظر نیز، نگاه شود و مهمتر از همه اینها، عمل کردن بر این اساس است و گرنه بدون مستندات، نمی توان دم از مسئولیت پذیری اجتماعی زد. جنس مسئولیت پذیری اجتماعی ، جنس حرف نیست بلکه ارزیابی کردارها و عملکردها و تعیین فاصله آنها با استانداردهاست. حس، باور و استشمام هر آن چیزی که وجود دارد نه آن چیزی که باید باشد، تفسیر و حقیقت مسئولیت پذیری اجتماعی است. به عبارتی در مسائلی مثل مسئولیت پذیری اجتماعی باید دقت شود که عملکرد واقعی سنجیده شود یعنی هست ها نه بایدها، پس باید به عملکرد های مطابق با استانداردها نمره دهیم، نه سخن گفتن های مبتنی بر ارزش ها و استانداردها که در عمل متفاوت صورت می گیرد. در مسئولیت اجتماعی، تاکید بر تعهد و ملاحظات اخلاقی است و چارچوب تصمیم گیری، بلند مدت است و تمرکز بر نیل به مقصد، است. دربحث های مربوط به اخلاق حرفه ای یک مفهوم دیگر که به تکامل این گفت و گو کمک می کند، مفهوم  هوش اخلاقی (Moral intelligence) است. مدیرانی که هوش اخلاقی بالایی دارند، درک و تحلیل درستی از خوب و بد کارها دارند. خوب کار می کنند و کار خوب را انجام می دهند، اقدامات آنها همواره با  عقایدشان هماهنگ است، و اغلب تلاش می کنند، کارها را با ارزش ها و اصول اخلاقی پیوند زنند. بهره مندی از چنین افرادی در مدیریت های سازمانی وجه دیگری از مراعات اخلاق حرفه ای را بیان می کند.

در یک جامعه زنده و پویا، همه کار خود را خوب می شناسند و در شرایط دشوار آن را خوب انجام می دهند.

یعنی می فرمایید خود اخلاق حرفه ای، شکلی از یک نوع مدیریت است؟

بله،  می خواهم بگویم بخشی از مدیریت است و بخش مهمی از آن است. چه آنجا که فرد بر خود و اعمالش مدیریت می کند و چه آنجا که مدیریتی بر سازمان، حاکم است. و می تواند به سبک مدیریت خاصی نیز، شکل و اعتبار دیگری بخشد. آرتورکستلر داستان نویس، وقایع‌نگار و روزنامه‌نگاری از یهودیان مجارستان بود. در سال ۱۹۴۵ تابعیت انگلیس را به‌دست آورد. او در جوانی از طرفداران سرسخت کمونیسم بود و در سال ۱۹۳۱ به حزب کمونیست آلمان پیوست، اما هفت سال بعد در بحبوحه ی دادگاه‌های مسکو از حزب جدا شد و در باقی عمر خود به یکی از مخالفین آشتی‌ناپذیر استالینیسم و یکی از فعالان ضد کمونیست تبدیل شد. شاهکار او رمان “ظلمت در نیمروز” است که به پرده ی آهنین و محاکمات فرمایشی در شوروی دوران استالین می‌پردازد. وقتی او در سال ۱۹۳۳ به شوروی سفر می‌کند، جامعه‌ای می‌بیند به‌ کلی آشفته و درهم ریخته. این کمونیست به چشم می‌بیند که در جامعه ی آرمانی‌اش هیچ چیز سرجایش نیست و هیچ سازمان یا دستگاه اداری درست کار نمی‌کند. کستلر در جایی از خود می‌پرسد که این جامعه با این همه آشفتگی چرا اصلا زنده و پابرجا مانده است. اما در جوابی که خودش می‌دهد نه پای همبستگی جهانی را به‌میان می‌کشد، نه از ارتش سرخ حرف می‌زند و نه رهبری حزب را عامل بقای این جامعه می‌داند. کستلر از چند آدم ساده و معمولی یاد می‌کند که در طول سفر دیده و توجه‌اش را برانگیخته‌اند. افسری که زن و بچه‌اش را در شهری گذاشته و به ماموریتی در سیبری می‌رفته است. کارمندی که در نبود امکانات به کار خود چسبیده بوده است. … و کستلر در اینجا می‌گوید، همه این «آدم‌ها» یک صفت مشترک داشتند. «همه کار خود را خوب می‌شناختند و در شرایط دشوار خوب انجام می‌دادند. به نظر او همین «آدم‌ها» بودند که جامعه شوروی را زنده نگاه داشته بودند. این یک نمونه ی خوب از ایفای نقش اخلاق حرفه ای در تاثیرگذاری بر مدیریت جامعه است. این روزها با سالگرد آزادسازی خرمشهر، حماسه های زیادی نقل می شود از همه ی گمنامانی که تاریخ ما را ساختند و دشمن تا دندان مسلح ما را از خاک مان راندند. آنجا هم کسانی که نه درجه داشتند و نه سمت و پست، ولی به راستی رفته بودند، تا جان برکف، مسئولیتی را که در حفظ ارزش ها برای خود قائل بودند، را ادا کنند. آن ها حیرت آفریدند و همه ی کسانی که منتظر بودند، تا ببینند ایران سرانجام با این سربازان کم سن و سالش در مقابل افسران زبده ی نظامی، چه خواهد کرد را به شگفتی واداشتند.. جای جای تاریخ انقلاب و دفاع مقدس و کارهای بزرگ این انقلاب پر از این اخلاق کاری و مسئولیت پذیری است.

تحول در بخش های مختلف جامعه متناسب با تحول فردی و فرهنگی اتفاق می افتد.

چگونه می‌توان مردم  کشوری را به پذیرش مسئولیت اجتماعی تشویق کرد؟

نهادهای تربیتی، معرفتی و رسانه ها و همه سازمان ها و همگان و به ویژه خانواده ها، مدارس و دانشگاه ها در این زمینه نقش اساسی دارند. الگوهای درست و به روز و متناسب با طبقات و سنین مختلف بسیار مهمند. تعیین استانداردها و آگاهی دادن نسبت به آنها و نحوه انجام کارها بر اساس آموزش ها و مهارت ها و حرکت به سوی تطابق هر چه بیشتر گفتارها و کردارها و نهایتا باید به گونه ای فرهنگ سازی شود که ارزش ها درونی گردند و به هنجار تبدیل شوند. تحول در بخش های علمی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی جامعه صورت نمی گیرد مگر اینکه در سایه آموزش و تعالیم دینی در هر جامعه، تحول فرد و سپس فرهنگی اتفاق افتد. به عبارتی اگر فرد و فرهنگ که اساس مسئولیت پذیری است، اصلاح نشود نباید در انتظار تحقق کامل جنبه های مختلف مسئولیت پذیری اجتماعی ماند. دولت در این ارتباط به لحاظ تدبیر و سیاستگذاری نقش برحسته ای دارد. ریشه برخی موارد انحراف از مسئولیت پذیری ها، گاهی سهل انگاری های صورت گرفته از راس هرم سازمان هاست. بنابر این در صورتی که قاعده هرم یعنی آحاد مردم و راس هرم یعنی نهادها و مراجع حاکمیتی و دولتی در این خصوص نظم و سازمان نیابند، نمی شود به دستاورد های مسئولیت پذیری سازمانی امیدواری فوق العاده داشت. به عنوان مثال چگونه ممکن است سیستم یک بیمارستان یا دانشگاه، کم اعتنا به مبانی و مبادی اخلاقی باشد اما از پرستاران، پزشکان و پرسنل توقع داشته باشد، اخلاقی عمل کنند. می خواهم این نکته را بگویم که برای تعمیق اخلاق حرفه ای، سیستم ها باید در ابعاد مختلف تخصصی و هر چه بیشتر در اخلاقی شدن خود بکوشند.

بدون مسئولیت پذیری فردی، مسئولیت پذیری سازمانی تضعیف خواهد شد.

توجه به اخلاق کار و مسئولیت‌پذیری اجتماعی فردی در کشور چه پیامدهایی در راستای توسعه و پیشرفت به همراه دارد؟

بسیار مهم است. به نظر بنده اخلاق کار و اخلاق حرفه ای مهمترین عامل فرهنگی در توسعه اقتصادی و سایر زمینه های توسعه محسوب می گردد. پایه ی اصلی ثروت ملت ها را  انسان ها تشکیل می‌دهند. سرمایه، تکنولوژی و منابع طبیعی عوامل تبعی تولیدند در حالی که انسان ها عوامل فعال و مولدی هستند که سرمایه‌ها را متراکم می‌سازند، از منابع طبیعی بهره‌برداری می‌کنند، سازمان های اجتماعی – اقتصادی و سیاسی را می‌سازند و به عنوان نیروی پیش برنده ی توسعه ملی عمل می کنند. این قول صریحی است کشوری که نتواند مهارت ها و دانش مردمش را توسعه دهد و از آن در اقتصاد ملی به نحو موثری بهره‌برداری کند، قادر نیست هیچ چیز دیگری را توسعه بخشد.  همانطور که عرض شد، توسعه نقطه شروعش از تحول فردی و سپس تحول فرهنگی است. حضرت امام (ره) هم قائل به این معنا بودند. ایشان می فرمودند: اگر فرهنگ اصلاح نشود، اصلاح بقیه ی چیزها هم به آسانی ممکن نخواهد شد و یا آنجا که تزکیه و تهذیب را قبل از تعلیم و تربیت ذکر می کردند، اشاره به این موضوع است. بدون مسئولیت پذیری فردی و مسئولیت پذیری دولتی و یا تولیت، سخن گفتن از مسئولیت پذیری سازمانی، تضعیف خواهد شد. ما حتما برای رسیدن به توسعه ی پایدار این مراحل را یکی پس از دیگری و یا به موازات هم و به قول معروف از مسیرهای میان بر باید طی کنیم. مسئولیت پذیری در واقع یکی از دستاوردهای تحول فرهنگی است که زمینه و ضمیمه و شتاب دهنده ی سایر ابعاد توسعه محسوب می شود. اینکه همه طرح های کلان کشور در هر زمینه و عرصه ای باید دارای پیوست فرهنگی باشد، در تعقیب این مسئله است.

اخلاق حرفه ای فراتر از آن است که تنها مسئولیت نامیده شود.

آقای دکتر، اخلاق حرفه ای و حرف آخر؟

اخلاق حرفه ای فراتر از آن است که آن را تنها مسئولیت بنامیم و یا آن را به قانون، مقررات و آیین‌نامه‌ها احاله دهیم و یا آن را به سازمان ها و واحدهای حرفه‌ای تحویل دهیم و یا آن را فقط در قلمرو منابع انسانی ببینیم و یا با اکتفا به نوشتن یک منشور اخلاقی، دین خود را به آن ادا کنیم. اخلاق حرفه ای، همانطور که گفته شد، نیازمند استمرار در آموزش، مهارت، تجربه و بصیرت بخشی و بسترسازی های فرهنگی فراوان در هر زمینه ی کاری و تخصصی است و اولا باید با نگرش چند بعدی دیده شود و ثانیا چارچوب مفهومی و نظری آن بایستی در مرحله ی عمل یافت شود.

این مطالب را نیز ببینید!

انتشار شماره جدید نشریه فرهنگ و ارتقاء سلامت؛ فرهنگستان علوم پزشکی

دوره ۶، شماره ۲ – ( تابستان ۱۴۰۱ ) برگشت به فهرست نسخه ها سخن ...