خانه / آموزشی / اصول و مبانی مدیریت / ابعاد ساختار سازمانی

ابعاد ساختار سازمانی

اکثر نظریه پردازان سازمانی روی سه بعد ؛ پیچیدگی ،  رسمیت و تمرکز اتفاق نظر دارند.

  الف) پیچیدگی:

 درجه ای از تخصصی کردن افراد برحسب متخصصین شغلی در سازمان است و ممکن است بوسیله ؛ تعداد مکان هایی که کار در آنجا می شود ، تعداد مشاغلی که انجام می شود و تعداد سلسله مراتبی که وظایف مختلف را انجام می دهند ، تعریف و اندازه گیری شود. پیچیدگی ، مشکلات کنترل و هماهنگی را افزایش می دهد و سازمان برای حفظ موقعیت خود در مقابل رقبا باید نوآوری را افزایش دهــد . پیچیـدگی حاصــل عــدم اطمینان محیطی است و بطور فرایند چرخشی ، محیط پیچیده و متغیر موجب افزایش عدم اطمینان محیطی می شود ،‌ با افزایش پیچیدگی و تنوع در محیط، سازمان برای تطبیق با آن، در خود پیچیدگی ایجاد می کند. سازمانی که به طور همزمان دارای سطوح سلسله مراتب زیاد (تفکیک عمودی) ، حیطه نظارت گسترده (تفکیک افقی) و مکان های جغرافیایی چندگانه باشد ، بسیار پیچیده است.

 الف -۱) تفکیک افقی

به درجه ای از تفکیک بین واحدها براساس افراد و‌ کاری که انجام می‌دهند و تحصیلات و آموزشی که دارند ،‌ دلالت  می کند. وقتی سازمان به دانش و مهارت های تخصصی زیادی نیاز دارد ، پیچیدگی افزایش می یابد، ارتباطات بین افراد مشکل شده و هماهنگی مشکل تر می شود. تخصصی کردن مشاغل این معضل را شدت می بخشد. دو نوع شناخته شده تفکیک افقی ،‌ تخصص گرایی و تقسیم سازمان به بخش های مختلف است که افزایش هر کدام موجب افزایش پیچیدگی می شود.

الف -۲) تفکیک عمودی

 

به عمق ساختار دلالت دارد و افزایش این نوع تفکیک، تعداد سطوح سلسله مراتب را افزایش می دهد. سلسله مراتب زیـاد ، فاصلــه بــیــن مدیریت عالی با عملیات واقعی و همچنین تحریف ارتباطات را افزایش می دهد و هماهنگی بین تصمیمات پرسنل مدیریتی و نظارت بر عملیات را برای مدیریت عالی مشکل می سازد. تفکیک افقی و عمودی وابسته به هم هستند ،  افزایش تخصص گرایی وظایف هماهنگی را افزایش می دهد و افزایش نیاز به هماهنگی موجب تفکیک عمودی می شود.

 الف -۳) تفکیک جغرافیایی

با وجود مکان های مختلف در نواحی جغرافیایی مختلف ، پیچیدگی افزایش می یابد. تفکیک جغرافیایی به پراکندگی ادارات ، کارخانه ها و کارکنان سازمان در مناطق جغرافیایی مختلف اشاره دارد. تفکیک جغرافیایی، تفکیک افقی و عمودی را گسترش می دهد.

  یک سازمان وقتی واحد تولید و بازاریابی را از هم تفکیک می‌ کند، ممکن است این واحد بازاریابی در چند ناحیه جغرافیای فعالیت کند که ‌موجب پیچیده‌ تر شدن سازمان می‌شود .

ب) رسمیت:

 

رسمیت اندازه ای از مکتوب بودن مقررات ، قوانین ،‌ رویه ها ، توصیه های آموزشی و ارتباطات در سازمان است بجـای اینکــه شفاهــی بــاشد . رسمیت به درجه استاندارد بودن کارها در سازمان اشاره دارد . اگر رسمیت زیاد باشد ، متصدی شغل اختیار کمی برای چگونگی انجام کار دارد. رسمیت ممکن است به صورت صریح و روشن بیان شود یا اینکه ضمنی باشد یعنی آن هم می تواند بصورت مکتوب باشد و هم اینکه شامل ادراک کارکنان از مقررات نیز باشد ولی نوع مکتوب آن مورد تأکید سازمان است.

مشاغل ساده و تکراری و یکنواخت درجه بالایی از رسمیت را بالقوه پذیرا هستند ، در مقابل مشاغلی که به مهارت های چندگانه نیاز دارند رسمیت کمی دارند.

وکلای دادگستری ، مهندسین ، کارشناسان اجتماعی ،‌کتابداران از آن جمله اند. رسمیت از سطحی به سطح دیگر نیز متفاوت است . کارکنان سطوح بــالا  دارای رسمیت کمی هستند. در مقابل کارکنان در سطح پائین و در قسمت تولید دارایرسمیت زیادی هستند .رسمیت برای کاهش تنوع صورت می گیرد و هماهنگی راتسهیل می کند . از مزایای رسمیت بالا این است که ابهام را ازبینمی بـــرد ولــی در عــوض اختیــار تصمیم گیری را از افراد سلب می‌کند. تمرکز به درجه خشکی در تصمیم گیری و ارزیابی فعالیت هابصورت متمرکز و بــه درجـه ای از متمرکز بودن تصمیمات دریک نقطه از سازمان اشاره دارد .

ج) تمرکز:

تمــرکز به توزیع اختیار برمی گردد و تعیینمی کند که چه کسی حق تصمــیم گــیری دارد.  اختــیار یک حق ذاتی در پست های مدیریتی است که بر مبنایآن می توانند دستوراتی را صادر کنند و انتظار دارند دستورات صادره اطاعت شود. تمرکز با تفویض اختیار رابطه معکوسی دارد.

اگر تفویضی اختیار بیشتری صورت گیرد حالت مقابل تمرکز، یعنی عدم تمرکز رخ می دهد.  دراین صورت نقطه تصمیم گیری در سطح پایین سازمان است.

این مطالب را نیز ببینید!

ماتریس آیزنهاور

مدیریت زمان برای بسیاری از ما، به معنای تلاش برای به دست آوردن زمان بیشتر ...